مدیریت الاهی : عالی ترین شکل دموکراسی
به نام حق تعالی
که اسم و علامتش بخشندگی است و مهربانی
برادران گرامی و دوستان عزیز
برادران و دوستان گرامی ، رضایی عزیز ، باوریان عزیز ، افرندید عزیز ، قنبری عزیز ،
با سلام و ضمن تشکر فراوان از شما فرهیختگان و همه دوستانی که گروه های دانایی محور و دانش بنیان تلگرام را زنده نگهداشته اید ، از « حق » دفاع نموده و در این راه جداً بحث و جدل می کنید ، و مطالب مفید و ثمربخش برای اطلاع هم قطاران و همشهریان ایران زمین ، در کشور و اقصی نقاط جهان می فرستید ، هدف تان مبارزه با هر گونه استبداد و ظلم و ستم و هر نوع طاغوت ، چه از نوع دینی یا غیر دینی و سکولار ، و احیای مساوات و اخوت ( برابری و برادری ) « قسط » ، آزادی در بیان حق و توسعه علم و معرفت « معروف ها » ، بکارگیر حمد ( تشکر و قدردانی از کردار نیک و کار نیک ، گفتار نیک و کلام حق ، راه درست « صراط مستقیم » و نه راه نادرست و باطل و کلام شیطانی ) در جامعه ،
و اما بعد ، فرموده بودید : (( دین اسلام اگر چه در 1400 سال پیش در همه حوزه های اخلاقی و سیاسی و اقتصادی جامعه کارکردی وسیع و جامع داشته ، لیکن امروز تنها کارکرد آن در حوزه اخلاق است که مفید و مهم می باشد و باید از طرف علما و دانشمندان علم اخلاق و روانشناسی مورد اجتهاد و تحقیق و گسترش قرار گیرد .
اما کارکردهای سیاسی و اقتصادی دین اسلام امروز چندان جایگاه مهم و مفیدی در جامعه ندارند و به راحتی با ساختارهای سیاسی و اقتصادی نوین قابل جایگزین می باشند .
شاید به همین دلیل است که ریاست جمهوری و دیگر مقامات کشور از فراخوان های شما استقبال نمی کنند )) .
باید در اینجا صریح و روشن بیان کنم که این کلامی صد در صد اشتباه است و نشان می دهد که ما اسلام واقعی ، اسلام راستین را نشناخته ایم . البته نه تنها شما عزیزان نشناخته اید بلکه علما و مجتهدان بزرگ و اندیشمندان و روشنفکران اسلامی هم نشناخته اند . آفتاب آمد دلیل آفتاب . اوضاع اسفبار جهان اسلام گویای این مدعاست . انحرافی که در صدر اسلام ایجاد شد آنقدر فاجعه بار بود ، آنقدر ضرر و زیان و خسران به دین اسلام وارد کرد که حد و اندازه ای برای آن نمی توان تصور نمود .
مظلوم علی ( ع ) که چه خون دلی خورد و استخوان در گلو ، اعراب تازه مسلمان شده را تحمل کرد و 25 سال خانه نشین شد و برای حفظ وحدت جهان اسلام دم بر نیاورد . فقط سر در چاه می کرد و ناله سر می داد . به خدای خود می گفت که تو شاهد باش که من چه ها کشیدم و تا جایی که امکان داشت انحرافات را گوشزد کردم و جلو حق کشی ها را گرفتم . و البته این رسم همه امامان راستین بود که با صبر و شکیبایی جلو کشت و کشتار مردم بی گناه را بگیرند و در ضمن علم و دانش ومعرفت را توسعه دهند تا خفتگان عرب و عجم از خواب بیدار شوند .
دلیل این انحراف هم این است که اکثر علمای پیشین ( چه شیعه و چه سنی ) سعی کرده اند اسلام واقعی را از احادیث استخراج کنند در حالی که پیامبر رحمت و حکمت ( ص ) قرآن را مرجع شناخت و معرفت دانسته و احادیث و روایات را فرع بر قرآن شمرده است . احادیث را وقتی می توان پذیرفت که مبتنی و منطبق بر آیات قرآن حکیم باشند ، در غیر این صورت باید دور انداخته شوند ، که متاسفانه اکثر آنها را باید دور ریخت . در حالی که وظیفه همه علما و مجتهدان دین این بوده است که اسلام راستین را از قرآن مجید و مجدآفرین استخراج کنند و برای قوانین اساسی قرآن راهکار علمی و کاربردی ارائه دهند ، که البته نتوانسته اند چنین کنند .
دلیل دیگر انحراف مسلمانان از اسلام راستین آن است که باید مو به مو روش های مدیریت پیامبر عزیز را یادداشت کرده و آن را الگو و سرمشق قرار می دادند . که متاسفانه آن زمان محققان مدیریت وجود نداشتند تا فلسفه مدیریتی همه رفتارها و کردارهای پیامبر گرامی اسلام ( ص ) را سوال نموده و یادداشت نمایند . نه تنها محققانی دانا و دانشمند وجود نداشت بلکه درک و فهم اجتماعی نیز وجود نداشت . برای مثال وقتی پیامبر رحمت و حکمت می فرماید : « از من سوال کنید قبل از آن که مرا از دست بدهید . یک اعرابی برخاسته و می گوید بگو در این ریش من چند تار مو وجود دارد » ! ! !
چقدر جانکاه است که بشریت چنین وجود نازنین ، معلم خردمند و فوق تصور بشریت را داشته باشد و از دست بدهد و از علم بی کرانش بهره برداری نکند . البته امروز هم بشریت خیلی از آن زمان فاصله نگرفته ایم . وقتی که یک اندیشمند دانشگاهی اسلامی ، به جای آن که تحقیقات وسیع و تفقه علمی- کاربردی در قرآن علیم نماید و قوانین اساسی قرآن مجید را کشف کند ، قرآن علیمِ حکیم را رویاهای صادقانه پیامبر بداند ، و با این سخن سخیف باعث انحراف بسیاری از جوانان مسلمان کشور و جهان اسلام شود . پس باید به حال مسلمانان گریست .
علاوه بر این ، در آن زمان یک متخصص درجه یک مدیریت الاهی وجود داشت که نه تنها می توانست اعراب تازه مسلمان شده را نجات داده و به سعادت برساند بلکه بشریت را از بربریت قدیم ، جدید ، مدرن و پست مدرن نجات بخشد . او ، مدیر مومنان امام علی ( ع ) بود که به دلیل جهل اعراب تازه مسلمان شده ، 25 سال کنار گذاشته شد لذا انحرافات در جامعه مسلمانان شکل گرفته و ریشه دار گردید . کسی که شاگرد اول مکتب الاهی پیامبر بود ، زیرک ترین ، هوشیارترین ، مخلص ترین و خودنگهدارترین ( با تقواترین ) شاگرد پیامبر بود و توسط اول معلم بشریت بزرگ شده ، آموزش دیده و پرورش یافته بود . کسی که نه فریب شیطان درون را می خورد و نه فریب شیاطین بیرونی را . چرا اعراب نتوانستند این وجود بی نظیر الاهی و این قطب علم و دانش و تقوا را حفظ کنند و از آن علم ها بیاموزند تا خود سرمشق و الگوی انسانیت گردند . و از همه مهمتر باید از او حکمت می آموختند و راهکارها و ساختار اجرای حکمت در جوامع را مدون نموده ، به اقصی نقاط جهان می فرستادند تا همه مردم از رحمت بی کران الاهی و نعمات و برکات بیشمار آن بهره برداری گردند .
چرا مسلمانان در 1400 سال گذشته از اسلام راستین منحرف گردیده اند ؟ زیرا برای جلوگیری از انحراف از اسلام راستین ، یا باید ساختار حکمت : حکومتداری حکیمانه ، مدیریت خردمندانه مبتنی بر قوانین اساسی شورا ( پیشنهادگیری از مردم ) ، امر به معروف و نهی از منکر ( تشکیل و توسعه گروه های دانایی و معرفت ) ، حمد ( تشکر و قدردانی از کار نیک مردم ) و غیره را از قرآن حکیم کشف و استخراج می نمودند و یا از معلمان نخستین آن به خوبی می آموختند . که در هر دو زمینه قصور و غفلتی بزرگ داشته اند .
اما اکنون ، در قرن چهاردهم هجری انقلابی بزرگ به نام اسلام در جهان رخ داده و دنیای مادی زده را تکان داده است . ولی این دلیل نمی شود که این انقلاب بدون عیب و نقص باشد . رهبر کبیر همین انقلاب اسلامی ، امام خمینی ( ره ) در سال های اول صادقانه فرمود : (( ما با اسلام واقعی فاصله بسیاری داریم ))( به این مضمون ) . بر این اساس هم علما و مجتهدان و طلاب دینی و هم اندیشمندان و روشنفکران و دانشگاهیان باید بسیج می شدند و تحقیقات گسترده در مورد اسلام واقعی را آغاز می نمودند . اما امروز اگر شما صریح و روشن بگویید که قطار انقلاب از اسلام راستین منحرف شده است ، خیلی ها خوش شان نمی آید و شما را دشمن انقلاب می شمارند ، اگر چه خودشان هم می دانند که هم حکومتداری پیامبر رحمت و حکمت و هم مدیریت مدیر مومنان امام علی ( ع ) ، مبتنی بر عقل و خرد جمعی ، شورا و پیشنهاددهی همگانی مردم بوده است به طوری که حتا ضعیف ترین مردم آزاد بود در مقابل رهبر بزرگ اسلام پیشنهاد و نصیحت خود را ارائه دهد .
حکومت علی ( ع ) که یکتا مرد خردمند عالم ، پس از محمد پیامبر رحمت و حکمت ( ص ) ، که روح و جسم و جان ما فدای آنها باد ، با حکومت دیگران فرق داشت زیرا اساس آن بر حکمت استوار بود و حکمت پیامبر بر « معروف » و « قسط » و « نصیحت » مبتنی بود . حکومتداری ایشان ادامه حکومتداری داوود نبی ( ع ) ، سلیمان ( ع ) ، ابراهیم ( ع ) و . . . بوده و عاری از هر گونه سلطه گری بر مردم می باشد .
علی ( ع ) خلیفه الله بود ، یعنی جانشین واقعی خدا بر روی زمین . چرا ؟ زیرا :
1) – حکمت می دانست و روش تحقق اسلام راستین را می شناخت . چیزی که علمای اسلام ، چه شیعه و چه سنی ، در 1400 سال گذشته نشناخته و به اجرا در نیاورده اند .
2) - علی ( ع ) به هیچ عنوان از اهواء ( سخنان پوچ ، بیهوده ، لغو ، هوای نفس ) پیروی نمی کرد . قرآن علیم می فرماید : ای داوود ما تو را به عنوان خلیفه خدا برگزیدیم . سپس به او می فرماید هرگز از اهوا ( سخنان پوچ و بیهوده ، عمل لغو ، هوای نفس ) پیروی نکن . یعنی اگر از اهوا پیروی کردی دیگر خلیفه خدا نخواهی بود . فقط و فقط اجازه داری از عقل و خرد جمعی مردم ( شورا ، پیشنهاددهی مردم ، نصایح گروه های دانایی و معرفت ، امت های دعوت کننده به خیر ) پیروی کنی .
3) – ای داوود ما تو را جانشین خود ساختیم تا مردم را به درجه خلیفه اللهی برسانی و در تمام تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها مشارکت داده و تصمیماتی ( صحیح ، حساب شده ) مبتنی بر عقل و خرد گرفته ، سپس به اجرا درآوری . ای داوود تو حق تصمیم گیری فردی و سلطه گری بر مردم را نداری .
4) – خداوند در قرآن علیم می فرماید : ای ابراهیم ما تو را به عنوان امام برگزیدیم ، اما فراموش نکن که این عهد و پیمان امامت ، که به تو دادیم ، هرگز به ظالمان نمی رسد حتا اگر ذریه تو باشند . اگر فرزندان و یا نوادگانت کوچک ترین ظلمی به مردم نمایند از امامت خلع می شوند . ای ابراهیم و ای پیامبران نسل او ، ای فرستادگان خداوند ، شما را به این دلیل به امامت برمی گزینم که مردم را به امامت همگانی برسانید . ما اراده کرده ایم که مستضعفان عالم ، کسانی را که توسط حاکمان خدانشناس ، دین نشناس و ستمگر ، به ضعف و ذلت کشانیده شده اند ، امامان زمین بگردانیم . آیا حاکمان در کشورهای اسلامی در این 1400 سال چنین کرده و به اراده خداوند جامه عمل پوشانیده اند ؟ ! ؟ چرا چنین نکرده اند ؟
5) – در اسلام راستین « بیعت » شرط مشروعیت حکومت حاکم الاهی می باشد . بیعت مردم یعنی پذیرش عموم مردم ، رضایت قلبی مردم ، بیعت شرط لازم حکومتداری حکیمانه ، مدیریت خردمندانه مبتنی بر شورا و پیشنهاددهی فراگیر مردم است . مردم باید لحظه به لحظه از حکومتداری خلیفه ، جانشین خداوند بر روی زمین ، رضایت داشته باشند . عملکرد خلیفه و جانشین خداوند باید مورد پذیرش قلبی مردم باشد . بدین لحاظ باید ساختار مدیریت ، خلافت و یا امامت جامعه اسلامی به گونه ای باشد که تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها بر دوش خود مردم نهاده شود . در این صورت است که حاکم نه ظلم و ستم می کند و نه مردم مورد ظلم و ستم قرار می گیرند ، زیرا همه تصمیمات توسط خودشان گرفته شده و توسط خودشان به اجرا در می آید . و در این صورت است که کوچک ترین سلطه ای از جانب رهبر ، امام ، خلیفه و یا مدیر جامعه بر مردم روا نمی شود . در ضمن باید تصمیم گیری های مردم پخته ، عقلانی ، حساب شده و منطبق بر واقعیت باشد . پس بدین منظور خداوند تشکیل گروه های ( ده نفره ) دانایی و معرفت از مردم را پیشنهاد داده است . قرآن کریم این گروه ها را « امت های دعوت کننده به خیر » نامیده است . و می فرماید : تنها و تنها چنین گروه هایی به موفقیت ، پیروزی ، « فلاح و رستگاری » می رسند .
6) - تمام پیامبران الاهی برای اقامه قسط ( مساوات ، اخوت ، برابری و برادری همگانی ) برانگیخته شده اند . یعنی خلیفه خدا ، جانشین خدا بر روی زمین ، امام ، رهبر ، مدیر جامعه ، مدیر سازمان فقط و فقط باید قسط را به مردم بیاموزد و مردم خود قسط را اجرا نمایند . قدرت ( ها ) باید به طور مساوی در بین مردم تقسیم شوند . ثروت ها باید به طور مساوی تقسیم شوند . اطلاعات باید به طور یکسان در اختیار همه مردم قرار گیرند . علم و دانش باید به صورت رایگان در اختیار همه مردم قرار گیرد . همه نعمات و برکات الاهی باید عادلانه و منصفانه در بین مردم توزیع شود . این به معنای آن است که دیگر نباید فقر در جامعه باشد ، نباید تبعیض در بین مردم باشد . علی ( ع ) خلیفه الله بود ، یعنی جانشین واقعی خدا بر روی زمین . چرا ؟ زیرا « قسط » را به معنای واقعی اش به اجرا درآورد . اما تاریخ اسلام می گوید عمر قسط را زیر پا گذاشت و علی رغم مخالفت علی ( ع ) بیت المال را به طور نامساوی در بین مردم تقسیم نمود و این بزرگ ترین اشتباه او بود . عثمان هم همین راه کج را در پیش گرفت و این گونه عمل کرد لذا مورد اعتراض شدید مسلمانان قرار گرفت و کشته شد .
7) – « حمد » کلید در بهشت است . بهشتیان با حمد به بهشت می رسند . پیامبر خدا محمد است یعنی بسیار حمد و ستایش شده . پیامبر خدا احمد و محمود است . قرآن کریم با حمد شروع می شود و همه اش حمد و ثناست . خداوند حمید است . هر حمد ، سپاس ، ستایش ، تشکر و قدردانی که در جهان رخ دهد از آن خداوند است . اگر بخواهید جهانی الاهی بسازید باید مدام از کارهای نیک یکدیگر تشکر و قدردانی کنید . باید نظام مدیریت جامعه به گونه ای باشد که پیوسته مدیران از کار نیک مردم تشکر و قدردانی نمایند . حال اگر کسی حمد را نشناسد ، محمد را ، قرآن را ، اسلام را و مدیریت الاهی را نشناخته است . رحمت بی کران الاهی از طریق حمد است که در جهان جاری می شود و حمد است که جوامع بشری را پر از نعمات و برکات بیشمار خداوند می نماید . اما متاسفانه حاکمان جوامع اسلامی پس از پیامبر رحمت و حکمت ( ص ) ، هر روز در نمازهای شان کلمه حمد را 92 بار تکرار کرده اند لیکن حمد نمی دانسته اند که باید حمد را در جامعه اسلامی به اجرا در آورد ! ! ! تنها کسی که حمد را می شناخته و در نهج البلاغه مکرر از آن یاد کرده و آن را به خوبی به اجرا درآورده علی ( ع ) بوده است . خوب ، آیا به عقیده شما علی ( ع ) خلیفه الله یعنی جانشین واقعی خدا بر روی زمین ، بوده است یا دیگران ؟ ؟
شناخت امام علی ( ع ) از " حمد " : حمد کلید گشایش قرآن مجید و راهنمای دستیابی به الطاف و نعمات و عظمت الاهی
مدیر مومنان امام علی ( ع ) در نهج البلاغه می فرماید : « حمد و ستایش مخصوص خدایی است که حمد را مفتاح و کلید گشایش ذکر خود ( قرآن ) و سبب افزایش لطف خویش و راهنمای نعمت ها و عظمتش قرار داد » . و باز می فرماید : « تو را آن چنان حمد می کنم که تو خشنود گردی و محبوب ترین ستایش ها در نظر تو باشد , حمدی که در نظرت بهترین حمدها باشد , حمدی که تمام مخلوقات را فراگیرد » . . . « امر خداوند قضا و حکمت است و رضا و خشنودی خدا امنیت و رحمت , از روی علم حکم می کند و از روی حلم عفو نموده و می بخشد » . . . « این قدرت را بر اثر شکرگزاری از کارهای نیک هر چند کم بود بدست آوردمو چشم پوشی و سکوت » . . .
سخنان امام علی ( ع ) آن چنان روشن و شفاف و آمیخته با حکمت است که هر محققی را شیفته خود می گرداند . فقط باید به آن عمل کرد تا نتیجه آن را مشاهده نمود : « اوصيكم ايها الناس بتقوي الله و كثرهِ حمدهِ علي آلائهِ اليكم و نعمائهٍ عليكم و بلائهٍ لديكم » - ( نهج البلاغه / خطبه 232 ) : (( اي مردم من شما را به تقوا ( خودنگهداري ) الاهي و حمد كثير ( شکرگزاری فراوان ، سپاس و تقدیر از کارهای نیک ) نسبت به نعمت هايي كه خدا به شما ارزاني داشتهو آزمايش ( هايي ) كه متوجه شما نموده سفارش مي كنم )) . . .
« بهترين چيزي كه نعمت را تداوم مي بخشد تشكر و سپاسگزاري است . بهترين چيزي كه رنج و محنت را پايان مي بخشد صبر و شكيبايي است » ( نهج البلاغه ) . تنها چیزی که باید در اینجا یادآوری گردد این است که هر تشکر و قدردانی بجا که از مردم بنمایید ، حمد و سپاس از خداوند است و مسلمانان باید کودکان خود را با حمد بزرگ کنند تا جامعه ای الاهی بسازند .
اگر شما ندانید که ساختار حکمت : حکومتداری حکیمانه ، مدیریت خردمندانه ، مبتنی بر قوانین اساسی قرآن کریم ، شورا ( پیشنهادگیری از مردم ) ، امر به معروف و نهی از منکر ( تشکیل و توسعه گروه های دانایی و معرفت ) ، حمد ( تشکر و قدردانی از کار نیک مردم ) ، قسط ( مساوات و اخوت ) ، بیعت ( رضایت قلبی مردم در همه شرایط و امور ، مشتری محوری و مشعوف سازی مشتری ) و . . . می باشد و یا این که بدانید ولی به آنها عمل نکنید ، یعنی قوانین اساسی قرآن را زیرپا بگذارید ، در این صورت شما شایستگی خلافت و جانشینی خداوند بر روی زمین را ندارید .
پس تا اینجا مشخص می شود که اسلام راستین در جوامع مسلمانان شناخته نشده است و باید هم علما و مجتهدان حوزه و هم فلاسفه و روشنفکران و نواندیشان دانشگاهی بسیج شوند تا اول قوانین اساسی قرآن حکیم و اسلام واقعی را بشناسند و سپس آنها را به دیگران آموزش داده و معرفی نمایند . حتماً شما تا کنون مکرر شنیده اید که علما می گویند :
اسلام به ذات خود ندارد عیبی هر عیب که هست در مسلمانی ماست
خوب باید از این آقایان علما و مجتهدان بزرگ و اندیشمندان اسلامی عزیز ( شیعه و سنی ) سوال کرد : آن اسلامی که به ذات خود ندارد عیبی ، کجاست ؟ چرا در این 1400 سال گذشته کشف نگردیده و رخ ننموده است ؟ چرا این همه کشت و کشتار و ظلم و ستم در جهان می بینیم ؟ چرا این همه جنگ و ستیز و کشت و کشتار و ظلم و ستم در بین مسلمانان وجود دارد ؟ آیا واقعاً اسلام همین است ؟ ! ! پس در این صورت باید فاتحه اسلام و مسلمین را خواند . اما اگر اسلام چیز دیگری غیر از این است ، پس چرا مسلمانان به دنبال کشف آن ، خود را به آب و آتش نزده اند تا از رحمت بی کران الاهی و نعمات و برکات بیشمار آن بهره مند گردند ؟ آیا مسلمانان به دین خود ایمان ندارند ؟ و یا اسیر اهوا ( لغویات ، چیزهای پوچ و بی محتوا ، هواهای نفسانی ) و خرافات خودبافته مذاهب کنونی خود گشته اند ؟ در این راستا لازم است مثال هایی از قرآن کریم زده شود تا موضوع روشن تر گردد :
1) - قرآن علیم می فرماید : اگر یک نفر را کشتید مانند آن است که همه مردم را کشته اید و اگر یک نفر را احیا ( زنده ) کنید مانند آن است که همه مردم را احیا ( زنده ) کرده اید . آیا ما مسلمانان معنای این آیه کریمه قرآن عزیز را درک کرده ایم ؟ آیا علما و مجتهدان و اندیشمندان ما ( شیعه و سنی ) معنای این آیه شریفه را درک کرده اند ؟ آیا علما و اندیشمندان ما به آیه شریفه ایمان داشته و عمل کرده دارند ؟ پس چرا ساکت نشسته اند ؟ پس چرا دم نمی زنند ؟ آیا اگر ما ساکت بنشینیم شریک جرم جنگ و خونریزی ، کشت و کشتار و ظلم و ستم داعشیان نخواهیم بود ؟ پس چرا به راحتی فتوای قتل مردم بی گناه و حتا برادران دینی خود ، مسلمانان را صادر می کنند ؟ چه کسی چنین اجازه ای به شما داده است ؟ ! ؟ آیا خدای رحمان و رحیم ، بخشنده و مهربان به شما چنین اجازه ای داده است ؟ ؟
معنای این آیه قرآن حکیم این است که نه پیامبر ، نه خلیفه ، نه امام ، نه علما ، نه مفتیان و نه هیچ کس دیگر حق ندارد فتوای قتل صادر نموده و مردم بی گناه را به خاک و خون بکشد . نه آل سعود ، نه ترامپ امریکایی ، نه داعش ، نه طالبان ، نه القاعده ، نه مفتی عربستان ، نه من و نه تو حق نداریم بمب یازده تنی بر سر مردم بی گناه سوریه بریزیم ، و نه با پهباد پیشرفته و با تکنولوژی برتر ، مردم بی گناهی افغانستان را ( مردمی را که اصلاً تا به حال ندیده ایم ) ، با موشک نابود کنیم .
این ترامپ امریکایی و شرکای اروپایی وی ، همه دست پرورده آموزش و پرورش شیطانی : خودپرستی ، پول پرستی ، منفعت پرستی ، لذت پرستی و . . . هستند . همین ها هستند که برای منافع خود اقدام به فروش اسلحه و جنگ افزارهای پیشرفته نموده ، جنگ ها بپا می کنند و مردم بی گناه را به خاک و خون می کشند . قرآن حکیم صراحتاً می فرماید اینها مشرک اند و خودپرستی امریکایی و غربی را به جای خداوند یگانه ( خدایی که جهان را آفریده ، خدایی که دارای عقل مطلق ، عشق مطلق ، خیر مطلق است ، خدایی که دارای علم و دانش بی کران و دانا و حکیم است ) گذاشته و می پرستند و گوساله سامری ( سرمایه داری ) را پرستش می کنند . اقتصاد امریکا نه تنها پیشرفته نیست بلکه ضد بشریت است . امروز بسیاری از سران کشورهای مسلمان نیز از آنها پیروی می کنند !
چگونه ما متوجه نمی شویم که سرمایه داری وحشی و غارتگر امریکا به نمایندگی ترامپ قراردادی 400 تا 500 میلیارد دلار با مرتجع ترین حکومت جهان منعقد می کند تا بدین وسیله کشت و کشتار در بین مسلمانان راه بیندازد و ظلم و ستم غربیان را توسعه دهد ؟ آیا کنگره امریکا تایید نکرد که حکومت عربستان در حمله یازده سپتامبر به مراکز اقتصادی و نظامی امریکا دست داشته است ؟ و از بین 19 نفر تروریست های مهاجم 15 نفر از عربستان بوده اند ؟ آیا این قرارداد کلان تاوان سرپوش گذاشتن بر آن حملات تروریستی و کشته شدن مردم بی گناه امریکا و حمایت از تروریست های کور تکفیری نمی باشد ؟ آیا خدای منفعت طلبی ، به امریکایی ها حکم نمی کند که تمام جرم و جنایات آل سعود در همه کشورها را نادیده بگیرند و به منافع خود بیاندیشند ؟ آیا خدای منفعت طلبی به امریکایی ها حکم نمی کند که روحیه دموکراسی ، آزادی خواهی و عدالت طلبی در جهان را لجن مال کنند و با مرتجع ترین حکومت های جهان پیمان ببندند ؟ کجائید ای فلاسفه غربی ! کجائید ای فلاسفه یونان ! کجائید ای کاردینال ها و پاپ های مسیحیت که همیشه دست نوازش بر سر بچه ها می کشید ؟ آیا چنین ساختار سیاسی و اقتصادی نابود کننده قسط و عدالت در جهان را می توانیم نوین و پیشرفته بدانیم ؟ غرب در منجلاب فحشا و فساد غرق شده و دیگر ظلم و ستم سیاستمداران خود به جهانیان را نمی بیند . چرا فحشا و فساد و لذت پرستی بد است ؟ برای آن که انسان ها را بی غیرت می کند . آیا غیرت انسانیت در غربیان نمرده است ؟ آیا غربیان فقط باید زمانی که تروریست های دست پروده سیاستمداران خودشان ، مردم بی گناه لندن و پاریس و بلژیک را وحشیانه به خاک وخون می کشند ، در خیابان ها راهپیمایی کرده و فریاد اعتراض برآورند و اکثریت فقط شمع روشن کنند و یا دسته گل بگذارند ؟ آیا مردم افغانستان ، عراق ، سوریه و پاکستان که سال هاست توسط بمب گذاری های دست پروردگان غرب تکه و پاره می شوند ، آدم نیستند ؟
آیا خانم کلینتون که خود در کتابش اعتراف کرده که داعش را امریکایی ها به وجود آورده اند جنایتکار نمی باشد ؟ آیا خانم کلینتون و آقای اوباما مسئولیت این همه جنگ و خونریزی ، کشت و کشتار و ظلم و ستم داعش در عراق و سوریه و افغانستان و اخیراً ایران را می پذیرند ؟ آیا فلاسفه بزرگ غرب این جنایات را تایید می کنند که در این صورت در جرم و جنایت آنها شریک می باشند و یا تکذیب می کنند که در این صورت باید به دنبال راه های نوین عدالت ورزی در جهان باشند ؟
و اما مسلمانان ! آیا مسلمانان آنقدر عقل و خرد و اندیشه ندارند که راهکاری برای مبارزه با این توطعه های بین المللی امریکا و غرب پیدا کنند ؟ آیا خداوند آنقدر عقل و خرد جمعی و توانایی اندیشیدن به مسلمانان نداده است که از پس این شیطان بزرگ روزگار خود برآیند ؟
مدیر مومنان امام علی ( ع ) می فرماید : هر موقع به مشکلی برخورد کردید راه حل مشکل خود را از قرآن دانا و حکیم بخواهید . خوب ، چرا مسلمانان تا کنون چنین نکرده اند ؟ و چرا پیوسته به سراغ احادیث رفته اند ؟ در حالی که باید با بسیج همه مغزهای مردم و با تحقیقات گروهی قرآنی صد ها راهکار اساسی کشف می شد . باید تا کنون نه تنها صدها بلکه هزاران راه حل ارائه شده باشد . باید با کشف قدرت عظیم گروه های ( ده نفره ) دانایی و معرفت به سرعت همه مشکلات کوچک و بزرگ از پیش پا بر داشته می شد .
باید با فکر باز به سراغ قرآن علیم می رفتیم . خیل سخت نیست ، نیاز به همت دارد . مگر قرآن دانا و حکیم اساس شناخت و معرفت را بر گوش دادن به سخن دیگران و پیروی از بهترین ها ، قرار نداده است ؟ و آیا قرآن علیم تنها و تنها چنین کسانی را « صاحبان خرد » ، اندیشمندان و فرهیختگان برتر نمی داند ؟ پیامبر گرامی اسلام ( ص ) ، با آن همه علم و دانشی که داشت ، پیوسته از مردم پیشنهاد می گرفت و به نصایح مردم گوش می داد و بهترین ها را بر می گزید . با هر مساله و مشکلی که برخورد می کرد از عموم مردم ( زن و مرد ) پیشنهادگیری می نمود ، هم در زمان جنگ با دشمنان و هم در زمان صلح . به همین دلیل در اولین گام ، پیمان نامه صلح و وحدت مدینه را بر اساس جمع آوری نصایح و پیشنهادهای مردم تدوین نمود و این موضوع مهم را در قانون اساسی مدینه گنجانید ؟ بر این اساس مسلمانان باید در طول تاریخ چنین می کردند و مسلمانان کنونی نیز باید چنین کنند . دست از خصومت های کور مذهبی و قوم و قبیله ای و خودبرتربینی های ملی عرب و عجم و ایرانی و تازی بردارند و با یکدیگر دست اتحاد و همبستگی و وحدت بدهند .
تهیه « صحیفه وحدت امت بزرگ اسلام در قرن چهاردهم هجری » بر اساس « صحیفه النبی » در مدینه در صدر اسلام ، راهکاری است که این محقق فقیر الی الله پیشنهاد داده است تا از این همه جنگ و خونریزی ، کشت و کشتار توسط قدرت های بزرگ شیطانی در جهان اسلام و ظلم و ستم مرتجعان منطقه جلوگیری شود .
هفتاد سال است که خاورمیانه و مسلمانان به سبب تخم حرامی که استعمار پیر انگلیس در منطقه کاشته است ، دچار جنگ های متعدد شده و دلیلی برای دخالت غربیان ، خصوصاً امریکا و راه انداختن خونریزی و کشت و کشتار مردم بی گناه فلسطین به وجود آورده است . این امر باعث گردیده که همه منابع کشورهای اسلامی اعم از اقتصادی و اجتماعی و فکری و ذهنی مسلمانان اسیر این ترفند شیطانی استعمارگران شود . آیا راهکار فقط اسلحه به دست گرفتن و جنگیدن است ؟ آیا عقلای مسلمان نباید بنشینند و راه حل های متعدد معروف و قرآنی کشف کنند ؟ وآیا قرآن علیم بهترین راه حل را در بسیج مردم جهت ارائه هزاران راه حل ندانسته و شورا و پیشنهادگیری ازمردم را ، چاره اساسی این کار ندانسته است ؟ ؟
چطور پیامبر رحمت و حکمت ( ص ) در زمانی که کمترین یاران ، اصحاب و طرفدار را در هنگام ورود به یثرب ( مدینه النبی ، طیبه ) داشت توانست در سال اول هجرت ، قانون اساسی صلح و امنیت در مدینه را با مشارکت مسلمانان ( مهاجران و انصار ) ، اقوام یهود و مشرکان مدینه تهیه نماید ، که به « صحیفه النبی » معروف گردید و با یک تیر ، همزمان صدها هدف را نشانه رفت ؟ آیا امروز که جمعیت مسلمانان جهان از مرز یک میلیارد نفر فراتر رفته است ، جهان اسلام نمی تواند یک قانون اساسی برای برقراری صلح و امنیت و همبستگی و وحدت تهیه نمایند ؟ ! ؟ آیا یک میلیارد عقل مسلمانان کنونی توانایی حل چنین مشکلی را ندارد ؟ مشکل اساسی این است که مسلمانان هم استعانت از قرآن مجید و مجدآفرین را فراموش کرده اند و هم سنت پیامبر خدا را ! !
هنگامی که انسان با دقت به بررسی و تحقیق در مورد این پیمان نامه و قرارداد اجتماعی بی نظیر ، این قانون اساسی اسلام می پردازد متوجه می شود که چقدر آگاهانه ، خردمندانه و منصفانه تدوین گردیده است ، به طوری که به صورت فطری و طبیعی حقوق همه افراد و اقوام موجود در یثرب ، چه مسلمان و چه غیر مسلمان در آن لحاظ شده و جلو هر گونه درگیری و تجاوز به حقوق مردم و ظلم و ستم به یکدیگر گرفته شده است . به همین دلیل بود که وحدت در بین مردم پدید آمد و به همین دلیل بود که پیروزی های بزرگ یکی پس از دیگری نصیب مسلمانان گردید .
در ضمن در این قرارداد اجتماعی عالی ترین نکات روان شناسی و مدیریت و اداره صحیح یک جامعه مدنی و دستیابی به اقتصاد پیشرفته منظور شده است ، زیرا که بر اساس قوانین اساسی قرآن کریم : « معروف » و « قسط » و « نصیحت » مدون گردیده است . قوانینی که اعراب تازه مسلمان شده به خوبی آن را درک کرده و پذیرفتند . اما افسوس که پس از رحلت پیامبر رحمت ( ص ) قدر و ارزش آنها درک نشد و 23 سال زحمات طاقت فرسای پیامبر برباد داده شد و جامعه مسلمانان دوباره حکمت ، یعنی حکومتداری حکیمانه و مدیریت خردمندانه مبتنی بر شورا و پیشنهاددهی همگانی مردم ، را از دست داده و دوباره به شیوه مدیریت من سالاری ( فردسالاری ، فردمحوری ) تحت عنوان جعلی خلیفه رسول الله ( و نه خلیفه الله ! ! ) که در واقع ضد حکمت قرآنی بود ، روی آوردند که این امر نشان می دهد که اعراب تازه مسلمان شده ظرفیت درک آن را نداشتند و به همین دلیل انحرافی بزرگ در اسلام پدید آمد . و به همین دلیل است که قرآن علیم می فرماید پیروان همه ادیان پس از رحلت پیامبران شان به راه انحراف رفته اند .
امروز باید مسلمانان با بهره برداری از این سنت حسنه پیامبر عقلانیت و اندیشه ورزی ( ص ) بزرگ ترین مشکلات جهان اسلام را حل کنند . امروز باید به پیروی خردمندانه از پیامبر رحمت و حکمت ( ص ) ، این اسوه حسنه ( بهترین مقتدا ، بهترین سرمشق ، بهترین الگو و نمونه انسانی ) ، مسلمانان حربه دخالت غرب در منطقه را از دست ایشان بگیرند .
امروز باید « قانون اساسی صلح خاورمیانه و امت بزرگ اسلام » و « صلحنامه تبدیل کشورهای اسلامی به امت بزرگ اسلام » مبتنی بر قوانین اساسی قرآن کریم : « معروف » و « قسط » و « نصیحت » در اولویت اول کار همه دولت های اسلامی قرار گیرد و دولت روحانی نیز ابتکار عمل این کار بزرگ را بر عهده گیرد .
امروز باید گوش دل به آیات و نشانه ها و راهنمایی های حکیمانه قرآن کریم بسپاریم : « لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه لمن کان یرجوا الله و الیوم الاخر و ذکرالله کثیراً » ( احزاب / 21 ) « بی شک رسول خدا برای شما اسوه حسنه ( بهترین مقتدا ، بهترین سرمشق ، بهترین الگو و نمونه انسانی ) است ( در صبر و مقاومت در برابر دشمن ، و در همه افعال نیکو و خیر ، جهت رسیدن به سعادت دنیا و آخرت ) این برای کسی است که به پاداش خدا و ثواب آخرت ( روز واپسین ) امیدوار باشد و خدا را بسیار یاد کند ( کسانی که اهل ذکر ، تفکر ، تدبر ، تعقل مستمر و بسیار می باشند ، و تمام کارهای شان را با استعانت از عقل و خرد گروهی و جمعی و از آن بالاتر عقل مطلق انجام می دهند ) » .
اگر امروز مسلمانان رسول الله را اسوه حسنه ، بهترین مقتدا ، بهترین سرمشق ، بهترین الگو و نمونه انسانی خویش قرار ندهند پس کی چنین خواهند کرد ؟ ! ؟
از خداوند حکیم هر چه خیر و نیکی و پیروزی و موفقیت است برای شما عزیزان و همه مسلمانان راستین خواستارم . دست خداوند یار و مددکار شما نیکان باد .
فریور باتمانقلیچ – بیست و هفتم ماه مبارک و پر از خیر و برکت رمضان - 1 / 4 / 1396
صد پیشنهاد قرآنی : در راستای احیای هدف مقدس قیام امام حسین ( ع ) : پیشنهاد اول...
ما را در سایت صد پیشنهاد قرآنی : در راستای احیای هدف مقدس قیام امام حسین ( ع ) : پیشنهاد اول دنبال میکنید
برچسب: مدیریت,الاهی,دموکراسی,دوستان,
نویسنده:
بازدید: 120
تاريخ: شنبه
1 مهر
1396 ساعت: 23:36