مدیریت الاهی : عالی ترین شکل دموکراسی ( 2 )
به نام حق تعالی
که اسم و علامتش بخشندگی است و مهربانی
برادران گرامی و دوستان عزیز
با سلام و تشکر فراوان از شما فرهیختگانی که مقالات طولانی را با دقت تمام می خوانید و آنها را نقد می کنید . اما خواهشم این است که با هم جدل نکنید . و یا اگر جدل می کنید به روش احسن ، بهترین و دوستانه ترین و خردمندانه ترین روش با هم جدل کنید . به طوری که کسی تحت فشار قرار نگیرد و یا آزرده خاطر نشود . قرآن کریم می فرماید : « ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن ان ربک هو اعلم بمن ضل عن سبیله و هو اعلم بالمهتدین » : (( با حکمت ( عقل و دانایی ) و موعظه و پیشنهاد و اندرز نیکو به سوی راه پروردگارت دعوت نما ، و با آنها به روشی که احسن و نیکوتر است استدلال و مناظره کن ، پروردگار تو از هر کسی بهتر می داند ( داناتر است ) که چه کسانی از راه و روش او ( راه حق ، روش درست ) گمراه شده اند و چه کسانی هدایت یافته اند )) . مستقیم به سراغ اصل سوالات و ایرادها برویم :
1 – (( وقتی تحصیل کرده های ما اینچنین بد و بیراه به کشورها می گویند آن وقت چه توقعی باید داشت از آن کسانی که آرامگاه " ریچارد نلسون فرای " در اصفهان شعار می نویسند ؟ ))
برادران عزیز در مقاله قبل گفته شده است اگر فهم اعراب از اسلام نادرست بوده است و اسلام را دستاویز کشت و کشتار مردم قرار داده اند ، فهم ما از اسلام راستین اجازه نمی دهد خون مردم بی گناه ، چه سنی و چه شیعه ، ریخته شود . مگر آن که امریکای وحشی و جنایتکار و منفعت پرست و پول پرست و مشرک بخواهد به کشورهای اسلامی تجاوز کند .
به کدام یک از صفات ذکر شده ایراد وارد است ؟ اگر دست نوه دلبند شما را سگ گاز بگیرد . می گوئید این سگ وحشی است و باید از بچه ها دور شود . اگر خرسی به سوی شما حمله کند با یک تیر خلاصش می کنید . از خود دفاع می کنید . اگر نکشید کشته خواهید شد . صفت وحشی و جنایتکار برای امریکا عمداً بکار برده شده است تا بتی را که امریکای فریبکار می خواهد در زیر لوای حقوق بشر در اذهان جهانیان بسازد ، شکسته شود . و این هیچ ربطی به رفتار ناردست برخی با آرامگاه این و آن ندارد .
تاریخ امریکا با جرم و جنایت و سبوعیت و درنده خویی بنیان نهاده شده است . ذات سرمایه داری چپاول گری اموال دیگران است . کشت و کشتار مردم بی گناه ویتنام را شصت ساله ها به یاد دارند . هشتاد ساله ها بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی را فراموش نمی کنند . جوانترها به خاک و خون کشیدن مردم عراق به خاطر سلاح های کشتار جمعی ، که دروغ و فریبی بیش نبود ، فراموش نمی کنند . همان تجاوزات بود که تا به امروز ادامه یافته است . افغانستان ، یمن ، سوریه ، امریکای لاتین و ده ها کشور دیگر .
خانم کلینتون وزیر امور خارجه اوباما و کاندیدای ریاست جمهوری امریکا در کتابش اعتراف کرده است که داعش را امریکایی ها به وجود آورده اند . آیا شیطان هم این همه جنایت کرده است ؟ کشت و کشتار مردم بی گناه به خاطر منافع ، صد در صد محکوم و ضد قرآنی است . چه توسط امریکا باشد ، چه توسط اعراب ، چه روسیه ، چه هرکشور دیگر . در مشرک بودن دولت مردان امریکا شک نکنید . خودشان اعتراف می کنند به خاطر منافع به خلیج فارس و خاورمیانه و خاور دور و غیره لشکرکشی می کنند و ناوهای هواپیمابر اعزام نموده اند .
چه کسی به شما اجازه داده است که به خاطر پول و ثروت به کشتار مردم جهان بپردازید ؟ ! ؟ آیا خداوند رحمان و رحیم چنین اجازه ای به شما داده است ؟ خداوند که قدرت مطلقه جهان است با بندگانش با بخشندگی و مهربانی برخورد می کند . عاشق بندگانش می باشد . از مادر نسبت مردم مهربان تر است . نه تنها مهربان تر از مادر است بلکه هزاران هزار بار مهربان تر از همه مادران است . تمام پیامبران هم با مردم به صبر و شکیبایی و مهربانی رفتار کرده اند . پیامبر رحمت و حکمت (ص ) هزاران بار مهربان تر از مادر با مردم رفتار کرد .
غربیان برای خودشان یک قانون وضع کرده اند تا توجیهی برای کشت و کشتار مردم بی گناه جهان بتراشند ! منافع ما ! ! این عین شرک است . مگر تمام ظالمان و ستمگران و مستبدان تاریخ همچون اسکندر مقدونی ، هیتلر و بوش برای منافع خود جنگ ها بپا نکرده و با لشکرکشی خون مردم بی گناه را بر زمین نریخته اند . حیوان وحشی یک انسان را می کشد یا شاید چند تا . اما امریکای جنایتکار هزاران هزار نفر را کشته است . شما بگویید کدام وحشی تر است ؟ از شما سوال می کنم آیا صفات وحشی و جنایتکار اداء این اعمال زشت و کریه امریکا را در هفتاد و هفت سال گذشته می کند ؟ ! ؟
2 – (( فریور عزیز سلام ممنونم بابت جواب مفصل و صبورانه . . . اما می گویند بهشت را به بهانه بدهند نه به بها » . امید من آن است که خداوند « بهانه ای » پیدا کند و از تقصیراتم بگذرد . شاید او با ما هم به لطف پروردگار امیدوار باشد . من نیز با قرآن ناآشنا نیستم . می دانم که می توان با استناد به فقط برخی آیات ، عقاید گوناگون « و حتی نقیض یکدیگر » را ثابت کرد . ))
برادر گرامی با کمال احترام و تواضع باید گفت که این سخن صد در صد اشتباه است . اگر تمام دانایان عالم جمع شوند نمی توانند یک سخن نادرست یا نقیض یکدیگر در آیات قرآن دانا و حکیم بیابند . آن چه نقیض است دریافت پدران ما ، گذشتگان ما از اسلام بوده است . اشتباه نکنید آن چیزی که به نام اسلام به ما رسیده است از طریق خلفا بوده و آنها نیز به خاطر توجیه نفسانیات خود و اعمال ضد قرآنی که انجام داده اند ، احادیث بسیار جعل کرده اند . خلفای بنی امیه و بنی عباس هم با به راه انداختن نهضت ترجمه کوشیدند که صدای افلاطون و ارسطو و فلاسفه یونان را بزرگ کرده و برتر از صدای حق ، صدای امامان راستین قرار دهند و صدای اسلام راستین را در نطفه خفه کنند . که متاسفانه برخی از علما و دانشمندان و اندیشمندان بزرگ ما نیز فریب آنها را خورده و تحت تاثیر قرار گرفته اند ! ! ! انحرافی ایجاد کرده اند که تا کنون هم تداوم داشته و از اسلام پوستینی وارانه ساخته اند که تمام مردم دنیا از آن می ترسند و حق هم دارند بترسند .
پیامبر گرامی اسلام ( ص ) همچون مادری مهربان ، و حتا هزاران بار مهربان تر از مادر ، 23 سال تلاش نمود تا دین رحمانی را در جامعه بشری حاکم سازد ، تا به اعراب تازه مسلمان شده بیاموزد که جهان محضر خداست ، و در محضر خدا نباید گناه کرد ، نباید ظلم کرد ، نباید دختران را زنده به گور کرد ، نباید حق کسی را از چنگش به درآورد ، نباید شمشیر را خدای خود ساخت ، نباید از شعر بت ساخته و به پرستش آن پرداخت ، نباید خون کسی را به ناحق بر زمین ریخت ، نباید شراب خواری کرد و عقل و شعور را از خود ذایل نمود و به زنان و دختران مردم تجاوز کرد . نباید ( همچون امریکا ) به خاطر پول و ثروت و منافع آدم کشت . و یا ( همچون اعراب تازه مسلمان شده ) به خاطر غنائم به کشورگشایی و خونریزی بندگان بی گناه خداوند اقدام نمود .
اگر شما قوانین اساسی قرآن کریم را نشناسید قطعاً اسلام راستین را نخواهید شناخت . همان طور که دیگر اندیشمندان نیز تا کنون آنها را نشناخته اند . پس لازم است در اسلام شناسی خود تجدید نظر کنید . تا کنون هشت شاه کلید (( هدایت و موفقیت و نجات کشور و امت بزرگ اسلام و بشریت )) تهیه شده و برای همه دوستان فرهیخته و علما و روحانیان و اندیشمندان و روشنفکران ارسال شده است . این تحقیقات عظیم در چهار جلد کتاب « اسلام شناسی قرآنی – علمی – کاربردی » جمع آوری شده و در وبلاگ ( نظام مشارکت . بلاگفا . کام ) منتشر گردیده است .
برادر عزیز مطمئن باشید که « بهشت را به بها بدهند و به بهانه ندهند » . این سخن را شما به اشتباه دریافته اید . این سخن حق از آن شهید بهشتی می باشد . آن هم به بهای بکارگیری عقل و شعور و تفکر و تدبر و تذکر و یادآوری و استدلال درست ، به بهای کسب علم و معرفت ، به بهای شناخت « معروف » ها ، به بهای حمد و ستایش از کار نیک و خیر ، به بهای تحقیق و تفقه در همه علوم عالم ، به بهای شناخت عشق و محبت بی کران الاهی به مردم ، به بهای شناخت حکمت ( ساختار حکومتداری حکیمانه و مدیریت خردمندانه و مبتنی بر خرد جمعی و تشکیل گروه های دانایی و معرفت ) ، به بهای شناخت صحیح توحید ( شرک زدایی به هر شکل و هر نماد در زندگی بشر ) و به بهای شناخت اسلام راستین .
اول معلم عالم خداست . معلم دلسوزی که می خواهد همه علوم را به بندگانش بیاموزد تا ایشان را از ضلالت و تاریکی ، جهل و نادانی ، ظلم و ستم های بیشمار نجات بخشد . مهربان ترین معلم عالم خداست . معلمی که هزاران هزار بار مهربان تر از مادر است . همان خدا نمی خواهد جلو رشد و پیشرفت بندگانش را بگیرد ، جلو تفکر آنها را بگیرد ، جلو اندیشه ورزی ایشان را بگیرد . چون تفکر و تعقل راهکار رشد و پیشرفت است . تو باید خودت بتوانی روی پای خود بایستی و با تفکر و خرد جمعی ، همزیستی مسالمت آمیز با مردم جهان را بیاموزی .
3 – جای تشکر و قدردانی بسیار است از مقاله ای که معین عزیز با عنوان « تویوتا چیست ؟ » در گروه تلگرام فارغ التحصیلان دانشکده نفت آبادان ارائه داده است . سالیانه حدود هفتصد هزار ( 700000 ) پیشنهاد از جانب کارکنان شرکت تویوتا ! ! و شگفت انگیزتر آن که 99 % از پیشنهادها به اجرا در آمد است ! ! ! البته باید یادآوری نمود که این نتیجه شگفت انگیز به تدریج ارتقاء یافته و طی هفت دهه اجرا به این سطح رسیده است . و امپراتور ژاپن مشوق این نظام مدیریتی در صنایع بوده و سالی یک بار به بهترین شرکت ها ، که به برترین کیفیت و بهره وری دست یافته اند ، مدال « دمینگ » اعطا می نماید .
در ایران درصد پیشنهادهای تایید شده در وزارت نفت در سال های 1380 تا 1385 به 20 % رسیده و درصد پیشنهادهای اجرا شده به 10 % رسید . البته این نتایج در دهه اول اجرا در آن وزارتخانه به دست آمد و داشت درخت کاشته شده ثمرهای عالی می داد که بلای حماقت نازل شد و احمدی نژاد رئیس جمهور کشور ، دستور ریشه کن سازی آن را صادر کرد . و وزرای اعزامی وی از سپاه به وزارت نفت ظرفیت درک چنین نظام مدیریت پیشرفته و همچنین مدیریت الاهی و اقتصاد احد را نداشتند .
در آن مطلب آمده است : در شرکت تویوتا قاعده ریاضی حاکم بر این مجموعه تولیدی از زبان خودشان این است : عقل « من » کوچکتر – مساویِ عقل « ما » می باشد . بدیهی است که بدون « روح » تویوتایی نمی توان با « ابزار » تویوتایی به جایی رسید .
در ایران ما می گفتیم : « عقل ده نفر برتر از عقل یک نفر است ، به شرط آن که ما بتوانیم عقل ها را با هم جمع کنیم » . آن روحی که تویوتا بدان دست یافته است ، روح الاهی است همان روحی که از آیه شورا در قرآن کریم به دست می آید ، همان روحی که از جمع شدن عقل های مردم و پیشنهادهای ایشان به دست می آید ، به شرط آن که برادروار با هم جمع شوند و در جهت اهوا ، نفسانیات و حسادت ها و تخریب یکدیگر اقدام نکنند . همان روحی که خداوند به پیامبر عظیم الشأنش می فرماید با مردم شور و مشورت نما و از ایشان پیشنهاد بگیر سپس تصمیم بگیر و بر خدا توکل کن .
در هر صورت مطلب بسیار ارزشمندی بود و با کمی تحقیق و تفقه در اینترنت ، هر یک از برادران و دوستان گرامی که علاقه مند باشد می تواند به جمع آوری مقالات از « انجمن کیفیت و بهره وری » در کشور های ژاپن ، کره ، سنگاپور ، آلمان ، امریکا ، فرانسه ، چین ، هند ، برزیل و ده ها کشور دیگر بر محتوا و غنای گروه تلگرامی فارغ التحصیلان دانشکده نفت آبادان بیافزاید و بدین ترتیب فرهنگ همدلی و مشارکت در بهینه سازی کیفیت و بهره وری را توسعه داده و تنها به انتقاد از دیگران بسنده نکنیم بلکه گام های بسیار بزرگ و نجات بخش برای کشور برداریم و همه با هم این وضعیت اسفبار اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی کنونی را تغییر دهیم .
4 – آقای سروش صراحتاً اعلام داشته است که از دل دین نمی توان دموکراسی بیرون آورد . و این خطایی فاحش است و نشان دهنده آن است که ایشان شناختی از قوانین اساسی قرآن کریم ندارد و با شناختی علمی - کاربردی به سراغ آیات قرآن مجید نرفته است . البته نه این اندیشمند اسلامی و نه سایر اندیشمندان چه دانشگاهی و چه حوزوی نتوانسته اند این قوانین اساسی را کشف کرده و بکار گیرند ! ! و صراط مستقیم یعنی کشف و بکارگیری همین قوانین . در ابتدای انقلاب شعار « دیانت ما عین سیاست ماست » را زیاد می شنیدیم . که بهتر بود می گفتیم « دیانت ما عین مدیریت الاهی است ، و سیاست ما باید بر اساس مدیریت الاهی استوار باشد » . زیرا سیاست ما راه ماکیاولی را در پیش گرفته و از دین و دیانت اسلام راستین و صداقت پیامبران و امامان فاصله بسیار گرفته است . البته لازم به ذکر نیست که سیاست دنیا نیز تا کنون راه ماکیاول را دنبال کرده است .
سردرگمی آقای سروش و سایر روشنفکران اسلامی در آن است که مدرنیته را پایگاه نقد دینی روشنفکران قرار داده اند . گویا مدرنیته خداست و اینبار بشریت پس از چند هزار سال بندگی بت های سنگی و بت پرستی و بوسه زدن بر دست و یا پای پادشاهان و سلاطین متکبر ، این بار باید پیشانی بر زمین مدرنیته بساید ! ! گویا قرآن مجید و مجدآفرین محتاج افکار انحرافی غرب است که در زیر پیشرفت های علمی پنهان شان نموده اند تا به خورد بشریت بدهند ! ایشان نمی دانند که باید نقد معرفتی دین ، نقد اخلاقی دینی ، نقد سیاسی و نقد اجتماعی دینی و شیوه حکومت داری دینی را از قرآن علیم استخراج نمایند . ریشه این اشتباه فاحش و انحراف نیز در این است که پیش از این فرموده اند که ما مدیریت اسلامی نداریم ، مگر ما فیزیک اسلامی داریم ، مگر ما شیمی اسلامی داریم ، فیزیک یک علم است ، شیمی یک علم است ، مدیریت هم یک علم است ! آیا با نقد فلسفی شما دین اسلامِ انحرافیِ کنونی به راه راست هدایت می شود ؟ نتیجه چنین تفکری آن می شود که می فرمائید : بسیاری از روشنفکران به جدایی دین از دولت و سیاست رسیده اند ! !
و باز می فرمائید : (( قصه اسلام و نسبتش با حکومت و سیاست بسیار پیچیده است ، تعیین این نسبت بسیار پیچیده کار بسیار دشواری است )) . این سخن دقیقاً اعتراف به این موضوع است که شما اصلاً اسلام راستین را نمی شناسید زیرا اسلام چیزی نیست جز مدیریت الاهی ، مدیریتی که لحظه به لحظه بر جهان آفرینش اعمال می شود . این مدیریت الاهی از طریق کتاب های الاهی ( آسمانی ) به پیامبران آموزش داده شده و از طریق ایشان به مردم منتقل گردیده است . اگر مردم ظرفیت لازم را نداشته باشند که این آموزش را بگیرند پس راه انحراف از دین الاهی ، یعنی دین همه پیامبران و اسلام راستین را در پیش می گیرند . همان طور که اعراب تازه مسلمان شده ظرفیت آن را نداشتند که دین اسلام راستین را حفظ کنند . امروز نیز مردم باید ظرفیت شان را اضافه کنند تا بتوانند عالی ترین شکل مدیریت را درک کرده ، بکار گیرند . و همچنین جهت بالا بردن ظرفیت فکری خود پیامبر حکمت و رحمت ( ص ) را اسوه و الگو و سرمشق خود قرار دهند و قدم به قدم از او پیروی کنند تا به سعادت دست یابند . در این صورت شامل رحمت بی کران الاهی گردیده و به نعمات و برکات بیشمار مادی و معنوی دست خواهند یافت .
قصه اسلام و تجربه دردناک حکومت دینی ( به شیوه خلفاء ) ، از آنجا ریشه گرفته است که علما و روشنفکران اسلامی نسبت اسلام و حکومتداری در قرآن را کشف نکرده ، نسبت اسلام و حکومتداری پیامبر حکمت و رحمت ( ص ) را مورد تحقیقات علمی - کاربردی قرار نداده و می خواهند بدون زحمت تحقیق و تفقه عمیق در قرآن عزیز و سنت پیامبر ، در زمانی با فاصله 1400 ساله از نزول قرآن کریم ، گوهری را که در زیر اعماق احادیث و روایات درست و نادرست ، پنهان شده ، و خرافات بسیار در اذهان اعراب تازه مسلمان شده شکل گرفته و تعصبات و سنت پرستی های جاهلی ، به جای سنت ناب محمدی نشسته ، قضاوت نمایند و به بهانه استفاده از تجربیات دیگران ، اندیشه های پاک و مطهر اسلام راستین را به کناری گذارند . آخر چگونه می توان گوهری را که در زیر خروارها شن و ماسه جهل و نادانی صحراهای عربستان مدفون گردیده بیرون کشید ؟ فقط یک راه وجود دارد و آن « اسلام شناسی قرآنی – علمی – کاربردی » ، یعنی تحقیق و تفقه علمی - کاربردی در قرآن مجید است . بدین ترتیب آقای سروش به دنبال ملائم شدن دین و دموکراسی به سکولاریزم می رسد ! !
وقتی مجری بی بی سی در مصاحبه با آقای سروش از وی می پرسد : چه احتیاج و نیازی به پرداختن به این مسائل پیچیده و طولانی وجود دارد در حالی که تجربیات بشری این مشکل را حل کرده است ؟ با راه و روش حکومت دموکراتیک موجود و برقراری قانون ، دیگر به حضور دین در عرصه اجتماعی نیاز نمی باشد و دین یک امر خصوصی است و باید در خانه ها انجام شود یعنی دین منحصر می شود به نماز و روزه ! ! پاسخی درست و درخور از آقای سروش نمی شنویم .
اگر مجری بی بی سی درکی از قانون اساسی « امر به معروف و نهی از منکر » ، قانون اساسی « حمد و تشکر و قدردانی از کار نیک مردم » ، قانون اساسی « جهد و جهاد » در راه پیشبرد اسلام راستین ( بدون خون و خونریزی ! مگر در شرایط خاص تهاجم کفار به امت بزرگ اسلام ) ، و سایر قوانین اساسی قرآنی ندارد آیا این اندیشمند اسلامی نباید از اسلام راستین دفاع شایسته و درخور نماید ؟ ؟
آیا تجربیات دموکراتیک غرب توانسته است بشریت را نجات دهد ؟ ! ! پس این همه جنگ ها و خونریزی های قدرت های بزرگ غربی در اقصا نقاط جهان را چگونه باید توجیه کرد ؟ پس این همه تجاوزات در خود کشور های غربی به زنان و کودکان و نوجوانان و حقوق سیاه پوستان در امریکا را چگونه باید توجیه کرد ؟ پس این همه چپاول اموال مردم دنیا را زیر چتر فروش اسلحه به کشورهای عربی و غیر عربی ، چگونه باید توجیه کرد ؟
در واقع روشنفکران نتوانسته اند اسلام راستین را بشناسند چه برسد به آن که بار دین را به دوش بکشند همان طور که حوزویان نیز نتوانسته اند به دوش بکشند ؟
آقای سروش از نتایج اجتماعی بیشمار اسلام یاد می کند ، از وجودی به نام اسلام که خیلی پرتوان و قدرتمند ایستاده ، که نمی توان نقش مهم اجتماعی دین را به یک امر خصوصی از دین تقلیل داد . و این امر را پاک کردن صورت مساله روی کاغذ می داند که در جامعه پاک نمی شود . نه تنها دین اسلام را نمی توان به یک امر خصوصی تقلیل داد بلکه امروزه غرب نیز نتوانسته است دین مسیحیت را به یک امر خصوصی تبدیل کند .
وی می گوید : وقتی شما یک اعتقادی دارید این امر در همه رفتارها ریزش می کند و در همه امور زندگی تاثیرات خود را نشان می دهد . در انتخاب رئیس جمهور امریکا مردم به کاندیدایی رای می دهند که مسیحی باشد و به رئیس جمهوری که مسیحی نباشد رأی نمی دهند . دین به عرصه خصوصی نمی رود .
آقای سروش سکولاریزم را حکومت فرادینی می نامد و پیشنهاد می دهد به لحاظ حقوقی حساب دین را از حساب دولت و حکومت جدا بکنیم . نگاهی تکثرگرا به حکومت بدهیم به طوری که به همه فرقه های دینی به یک چشم نگاه کند و به هیچ یک از فرقه ها مزیتی بر دیگری ندهد . ولی این که دین به عرصه خصوصی برود نمی رود . اسلام نشان داده است که خیلی سخت جانی می کند و در بسیاری از مسائلی که امروز سیاست حرف دارد آن هم حرف دارد . آشتی دادن این ها مهم است . این قصه ای که در بین روشنفکران ما پیدا شده است که دین یک امر خصوصی است یک خطای بزرگ است . این امر در لیبرال دموکراسی هم نیست . دین اصلاً یک امر خصوصی نیست .
در اینجا لازم است جهت روشن شدن موضوع معنای « دین » بیان گردد . دین به معنای « راه زندگی » است . راهی که مستقیماً ما را به سلامتی و صلح و سعادت برساند و نه راهی که ما را به چاه بیندازد . نه راه گمراهان و نه راه کسانی که مورد خشم خداوند قرار گرفته اند . بت پرستی یک راه زندگی است اما آیا در طول تاریخ بشر را به سعادت رسانده است ؟ هر کدام ادیان هم یک راه زندگی اند ، چه الاهی و چه غیر الاهی ، چه ادیان ابراهیمی و چه ادیان غیر ابراهیمی . باید ببینیم کدامیک ما را به سرمنزل مقصود می رساند ؟
سکولاریزم هم یک راه زندگی است که آقای سروش آن را حکومت فرادینی و برتر از اسلام راستین قرار می دهد . در حالی که وی می داند خداوند اسلام راستین را دینی فراتر از همه ادیان قرار داده است . اسلام یعنی سلامتی و صلح برای همه مردم جهان ، جهانی بدون جنگ و خونریزی . تمام پیامبران در طول تاریخ افتخار می کرده اند که مسلمان اند و از دین اسلام ( راستین ) پیروی می کنند .
قرآن علیم می فرماید : « ان الدین عند الله الاسلام . . . » ( آل عمران / 19 ) : « دین در نزد خداوند ، اسلام ( راستین ) است و کسانی که کتاب ( الاهی ، آسمانی ) به آنان داده شد ، اختلافی ( در آن ) ایجاد نکردند ، مگر بعد از آگاهی و علم ، آن هم به خاطر ظلم و ستم در میان خود ، و هر کس به آیات خدا کفر ورزد ( خدا به حساب او می رسد ، زیرا ) خداوند سریع الحساب است » .
و همچنین می فرماید : « و من یبتغ غیر الاسلام دیناً فلن یقبل منه و هو فی الآخره من الخاسرین ( آل عمران / 85 ) : « و هر کس جز اسلام ، دین و آیینی برای خود انتخاب کند ، از او پذیرفته نخواهد شد و او در آخرت از خاسرین و زیانکاران است » .
و باز قرآن کریم می فرماید : « الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً » ( مائده / 3 ) : « امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دین و آیین ( جاویدان ) شما پذیرفتم » .
و همچنین می فرماید : « و من اظلم ممن افتری علی الله الکذب و هو یدعی الی الاسلام و الله لا یهدی القوم الظالمین » ( صف / 7 ) : « چه کسی ظالمتر است از آن کس که بر خدا دروغ می بندد ( و تکذیب کند ) در حالی که دعوت به اسلام می شود ، خداوند قوم و گروه ظالم را هدایت نمی کند » .
حال چگونه آقای سروش که از قدرت اسلام و سرسختی آن در جهان سخن می گوید سکولاریزم را حکومت فرادینی و برتر از اسلام راستین قرار می دهد ! ؟ ! وی می گوید : علاوه بر این ادیان یک منبع بسیار مهم برای الهام گرفتن اند . در مسائل اخلاق و رفتاری بشریت . منحصر کردن دین به عرصه خصوصی جفا کردن در حق دین است . اما باز هم می گوید باید حساب دین را از حکومت جدا کنیم ! !
مجری بی بی سی می گوید : یکی از اهداف جوامع دینی مانند ایران رسیدن به دموکراسی است . و شما صریحاً گفته اید که از دل دین و دین اسلام شما نمی توانید دموکراسی بیرون بکشید ! و آقای سروش پاسخ می دهد درست است ! مجری : و این تضاد دارد با آن چیز که می گویید . آقای سروش : نه خیر ! چه تضادی دارد ؟ من از تسالم و تصالح و ملائم شدن دین و دموکراسی سخن می گویم و این غیر از بیرون کشیدن دموکراسی از دل دین است . بله من و دوستانم همیشه صریح بوده ایم که از دل دین نمی توان دموکراسی بیرون آورد . یعنی این نظمی که امروز نظم دموکراتیک خوانده می شود با همه اجزاء و ارکانش قابل استخراج از متون دینی است . اما مسلمان ها می توانند یک زندگی دموکراتیک داشته باشند . مسلمان ها می توانند به گونه ای با هم زندگی کنند که زندگی شان و نظم سیاسی شان مبتنی بر استبداد نباشد ، مبتنی بر خشونت نباشد ، از حقوق مساوی برخوردار باشند و بسی از تعلیمات دینی را که در اخلاق گفته اند به عرصه سیاست بیاورند . ما یکی از مهم ترین چیزهایی که الان کم داریم و مورد تاکید روشنفکری دینی است این است که به جای آن که فقه را به عرصه حکومت بیاورید اخلاق را به عرصه حکومت بیاورید . اخلاق دینی را . این اخلاق دینی خیلی نکته های سنجیده و مهم دارد . . . مثال : نیم بیت از حافظ : با دوستان مروت با دوشمنان مدارا .
مجری بی بی سی : خیلی جالب است که شما اسلام منهای روحانیت را مطرح می کنید ولی در انتخابات اخیر از آقای کروبی حمایت کردید که یک روحانی است . آقای سروش : روحانیت غیر از یک روحانی خاص است . روحانیت یک صنف است ، یک منافعی دارد ، یک ارتباطات درونی خودش را دارد ، ارتزاق از راه دین می کند ، مدارجی در درونش هست ، وقتی که شما واردش می شوید اصلاً یک شخصیتی دیگر پیدا می کنید و جهان بینی شما عوض می شود . . . آقای بازرگان می گفت : یکی از مزایای آقا طالقانی این بود که روحانی نبود . من حق هر ایرانی می دانم که در سیاست دخالت کند .چه در کسوت روحانی باشد چه در کسوت غیر روحانی .
مجری : وقایع اخیر ایران ، شما چقدر خوش بین هستید که این وقایع به زودی به نتایج دلخواه برسد . آقای سروش : به زودی نه ، ولی من بسیار خوش بینم . برای این که ، وقتمان کم است ، خلاصه حکومت ایران می کوشید هر آلترناتیو را بزند . در دست به دست شدن قدرت همیشه شما یک زوال مشروعیت دارید به علاوه یک آلترناتیو . زوال مشروعیت در مورد حکومت ایران به نظر من به طور کامل صورت گرفته ، حکومت ایران همیشه نگران ظهور یک آلترناتیو بود . هر کسی را که آلترناتیو بالقوه بود سرش را می زد . من فکر می کنم از جایی که گمان نمی بردند این آلترناتیو سبز شد و اسمش هم جنبش سبز شد و امید های ما را سبز کرد و لذا امیدواریم آینده هم سبز باشد .
مخلص کلام : اسلام دین برتری است که هیچ دین و آیین و مسلک و مرامی بر آن برتری ندارد و آقای سروش به این امر دست نیافته است که مدیریت الاهی : عالی ترین شکل دموکراسی است و برترین دموکراسی فقط و فقط از دل قرآن مجید و مجدآفرین بیرون می آید و نه سکولاریزم و نه دموکراسی مردم فریب و یا جهان فریب غربی . با شناخت قوانین اساسی مطرح شده در قرآن علیم به سادگی می توان به آن دست یافت و هیچ پیچیدگی هم در آن نیست .
امروز راهکارهای تحقق اسلام راستین کاملاً مدون گردیده و چهره نورانی و سعادت بخش اسلام عزیز ، یعنی حکمت ( ساختار حکومتداری حکیمانه ، مدیریت خردمندانه مبتنی بر خرد جمعی و تشکیل گروه های دانایی و معرفت ) به جهانیان عرضه شده است . لذا در اینجا از همه اندیشمندان و روشنفکران و علما و مجتهدان اسلام و دلسوزان بشریت دعوت می شود هشت شاه کلید هدایت و موفقیت و نجات کشور و امت بزرگ اسلام و بشریت را مطالعه بفرمایند و با نتایج عملی حاصله (( اسلام شناسی قرآنی – علمی – کاربردی )) آشنا شوند .
با آشنایی با این شاه کلیدها ، قطعاً همه با هم از این نظام مدیریت الاهی حمایت و پشتیبانی می کنند و این سردرگمی و تشتت عظیم که در بین دلسوزان کشور عزیزمان ایران و جهان اسلام مشاهده می شود از بین خواهد رفت و تمدن ایران زمین با اسلام راستین شکوفا گردیده و نه تنها تحولی بزرگ در کشور که در امت بزرگ اسلام و در بین یک میلیارد مسلمان جهان پدید خواهد آمد .
با احترام و تشکر و خضوع به درگاه خداوند یگانه ، از سخنان حق و صریحی که به پیشگاه بزرگان فکر و اندیشه این سرزمین و امت بزرگ اسلام ارائه گردید .
از خداوند بزرگ موفقیت و پیروزی همه فرهیختگان ، اندیشمندان ، علما و خدمتگزاران به اسلام و مسلمین و همفکری و اتحاد ایشان جهت نجات بشریت را خواستارم .
فریور باتمانقلیچ - 1 / 5 / 1396
صد پیشنهاد قرآنی : در راستای احیای هدف مقدس قیام امام حسین ( ع ) : پیشنهاد اول...
ما را در سایت صد پیشنهاد قرآنی : در راستای احیای هدف مقدس قیام امام حسین ( ع ) : پیشنهاد اول دنبال میکنید
برچسب: مدیریت,الاهی,دموکراسی,دوستان,مصاحبه,
نویسنده:
بازدید: 109
تاريخ: شنبه
1 مهر
1396 ساعت: 23:36