نقد آثار و افکار دکتر محمد مجتهد شبستری : اشتباهات فاحش دکتر شبستری ! !

خرید بک لینک

آخرین مطالب

امکانات وب

اشتباهات فاحش دکتر شبستری ! !

قرن پانزدهم شمسی : قرن تحقق « اسلام واقعی »

به نام حق تعالا

که اسم و علامتش بخشندگی است و مهربانی

با تمام احترامی که برای متفکران و اندیشمندان کشور و جهان اسلام قائل هستیم اما نقد سخنان و افکار ایشان را لازم می دانیم تا جلو انحراف جامعه اسلامی در حال گذار ( از خودپرستی به خداپرستی ) و جهان در حال تحول و سر درگم مسلمانان را بگیریم و همه با هم بتوانیم در زیر چتر « اسلام واقعی » : « اسلام شناسی قرآنی- علمی – کاربردی » متحد شده و در سایه این اتحاد ، قطار انقلاب اسلامی را که از خط خارج شده ، مطابق آیات قرآن حکیم و نماز رحیم به صراط مستقیم باز گردانیم .

نقد آثار و افکار دکتر محمد مجتهد شبستری :

1 – چرا دوران علم و اصول و اجتهاد فقهی سپری شده است ؟ ( 21 بهمن 1394 ، مرکز نشر آثار و افکار محمد مجتهد شبستری )

2 – اوامر و نواهی قرآن ( http ://mohammadmojtahedshabestari.com ، محمد مجتهد شبستری ) .

3 – قرائت نبوی از جهان

در اینجا بخش ها و گزیده هایی از مقاله دکتر محمد مجتهد شبستری با عنوان « چرا دوران علم و اصول و اجتهاد فقهی سپری شده است ؟ » ارائه و به دنبال آن نقد علمی این مقاله و مقالات دیگر ایشان مطرح می گردد :

(( در دوران حیات پیامبر اسلام ( ص ) همه ضوابط و احکام زندگی آیینی و اجتماعی پیروان او با امضاء و یا تاسیس او معین می شد ، اما پس از رحلت او جماعتی از علمای امت که بعداً فقیهان نامیده شدند ، به اجتهاد فقهی پرداختند تا در سه قلمرو « عبادات » ، « معاملات » و « سیاسات » ضوابط و حکم هایی جدید از کتاب و سنت استنباط کنند و از این طریق ادامه حیات اجتماعی مسلمانان را به عنوان « امت اسلامی » ممکن سازند . این جماعت که به تدریج بر تعداد آن ها اضافه می شد ، در قرون آغازین اسلام تقریباً در همه قلمروهای زندگی آیینی و یا « اجتماعی » ، « سیاسی » و « اقتصادی » مسلمانان تکلیف همه مسائل را روشن می کردند . همواره ، گستره فتواهای فقهی آنان تقریباً به اندازه گستره زندگی فردی و اجتماعی مسلمانان در آن قرن ها و متناظر با آنها بود )) .

(( در آن وضعیت تاریخی ، آنچه هم تکلیف مفتی و هم تکلیف قاضی و هم محتسب و هم تکلیف سلطان و هم تکلیف های آیینی هر فرد مسلمان را معین می کرد علم فقه بود که متکفل بیان احکام شرعی– الاهی بود . این فقیهان بودند که همه احکام شرعی را که امت اسلامی برای بقاء و ادامه حیات لازم داشت مستقیم یا غیرمستقیم از کتاب یا سنت استنباط می کردند . به قول ابوحامدغزالی ( قرن 5 هجری ) در کتاب « احیاء علوم الدین » ، فقیهان همواره برای سلطان قانون درست می کردند )) .

(( بر هر فرد مکلف واجب است پیش از هر اقدام به فحص حکم ( جستجوی حکم الاهی ) بپردازد )) .

(( طریق آگاه شدن از احکام واقعی خداوند مراجعه به کتاب ( قرآن ) و سنت نبوی است و باید آن ها را از این دو منبع که حجت خداوند بر انسان ها هستند استنباط کرد . روش استنباط احکام از کتاب و سنت « علم اصول » نامیده شده است . فقیهان گفتند این علم ، در واقع منطق استنباط ( اجتهاد فقهی ) است . این دانش معین می کرد که بر اساس کدام ضوابط و روش ها باید به استنباط احکام از کتاب و سنت پرداخت . این روش « اجتهاد فقهی » نامیده شد . بدین ترتیب نیازهای قانونی جوامع اسلامی که به تدریج پیش می آمد برآورده شد . ائمه چهارگانه اهل سنت و امامان شیعه هم تابع همین تئوری بودند که مقتضای زیستن آنها در آن عصر بود . قرن ها بدین منوال سپری شد . تا این که رویارویی مسلمانان با تمدن جدید اروپایی آغاز شد . در این رویارویی پاره ای از مسائل و موضوعات حقوقی و قانونی جدید در زندگی مسلمانان پدید آمد که « مسائل مستحدثه » نام گرفت ، مانند بیمه ، تلقیح مصنوعی ، مالکیت دولتی و در دهه های اخیر وجوب مبارزه با طاغوت و وجوب اقامه حکومت شرعی و . . .که فقیهان درباره آن ها نیز به استنباط هایی پرداختند و به زعم خود باز هم به صحت تئوری کلامی– فلسفی خود مهر تایید زدند . در نهضت مشروطه هم پاره ای استنباط جدید فقهی صورت گرفت )) .

(( بررسی ابواب کتاب های فقه و مسائل توضیح المسائل های مراجع تقلید به خوبی نشان می دهد که قلمرو استنباط احکام از کتاب و سنت و توانایی های علم فقه در طی قرون گذشته تا کجا بوده است و محصول آن چه نیازهایی را برآورده است . شما وقتی یک کتاب توضیح المسائل را باز می کنید با حدود پنج هزار مسئله فرعی روبرو می شوید که حدود دو هزار عدد از آنها به عبادات ( احکام طهارت ، احکام خمس ، احکام حج ) اختصاص یافته است و حدود سه هزار مسئله فرعی دیگر به احکام معاملات ( احکام خرید و فروش ، احکام صلح و اجاره ، جعاله ، مزارعه و مساقات ، وکالت ، قرض . . . نکاح و طلاق و رضاع و غصب ، سربریدن و شکار حیوانات ، احکام خوردنی ها و آشامیدنی ها ، . . . ، سفته ، سرقفلی ، بیمه ، بخت آزمایی ، . . . به نظر می رسد گستره احکام فقهی که در توضیح المسائل ها و کتاب های فقهی و چند مساله معدود دیگر که برشمردم بیان شده ، همان گستره توانایی های علم فقه است و ممکن است کم یا بیش مسائلی هم به آنها اضافه شود . در واقع ظرفیت اصلی علم فقه همان است که در کتب فقه و توضیح المسائل ها و آن موارد جدید و مانند آنها دیده می شود و نه چیزی بیشتر از آن )) .

(( آن چه در طی چهارده قرن با کوشش های علمای اصول و فقیهان در جهان اسلام به نام علم اصول و علم فقه پدید آمد ، گونه ای « هرمونوتیک حفظ هویت جمعی امت » بود چنان که هرمنوتیک حفظ هویت قومی یهود به مثابه « قوم برگزیده خدا » بود ، در حالی که هرمنوتیک سنتی مسیحیت با این هر دو هرمنوتیک تفاوت داشت زیرا « هرمنوتیک بشارت » بود )) .

(( اما با پیدایش حکومت جموری اسلامی ایران در سال 1357 در کشور ما وضعیتی تاریخی کاملاً ویژه و بی سابقه به وجود آمده که آن تئوری کلامی – فلسفی فقیهان و علمای اصول را به وضوح ابطال کرده است . این ابطال از این طریق رخ داده که در ایران معاصر که زیر سایه حکمت فقیهان اداره می شود ، تکلیف هزاران افعال عباد ( افعال بندگان خدا ) در سیاست و حکومت ، اقتصاد و قضاوت و قانونگزاری و تصمیم گیری های کلان که سرنوشت سازی آن ها در سعادت دنیوی و اخروی میلیون ها بندگان خدا به مراتب قوی تر از افعال مورد بحث در کتاب های فقه و توضیح المسائل ها است با استفاده از علوم و فرآورده های تمدن جدید غربی و تجربه های بشری شرقیان یا غربیان معین و مشخص می شود و نه با استنباط از کتاب و سنت .

چه کسی می تواند منکر این واقعیت شود که از سال 1357 به این طرف که در ایران قانون اساسی نوشته شد و در آن از حاکمیت ملت ، تفکیک قوا ، نظام اقتصادی سه بخشی تعاونی ، خصوصی و دولتی ، انتخابات و پارلمان سخن گفته شد و یک حکومت مدرن از نوع ملت و دولت پذیرفته گشت و با آن اقدام بی سابقه که مجمع تشخیص مصلحت نظام پدید آمد و مراعات مصلحت های عقلانی را بر التزام به فتواها و احکام شرعی در صورت لزوم ترجیح داد و با نوشتن و تصویب چندین برنامه توسعه و برنامه چشم انداز بیست ساله و مانند این ها و تصویب هزاران قانون ، با استفاده از علوم جدید و تجربه های بشری در مجلس شورا و تاسیس صدها نهاد حقوقی و اقتصادی و سیاسی با استفاده از تجربه های سایر کشور ها و . . . برای هزاران افعال حکومتگران که قطعاً مصالح و مفاسد دارند و هزاران افعال افراد ملت که درمقام عمل به قوانین مرتکب می شوند و قطعاً مصالح و مفاسد دارند تکلیف های مهم و سرنوشت سازی معین شده است اما نه با استنباط از کتاب و سنت ( که آنها از کتاب و سنت قابل استنباط نبودند و نخواهند بود ) بلکه با استفاده از علوم و ایده ها و فلسفه های عصر و تمدن جدید و تجربه های حکومتی غربیان یا شرقیان )) .

(( در حال حاضر آن رخداد بسیار مهم و سرنوشت ساز که در ایران اتفاق افتاده و آن را تصویر کردم یک پرسش کاملاً جدی و غیر قابل اغماض را پیش آورده که چنین است :

اگر در عصر حاضر ما مسلمانان برای ادامه حیات در جهان حاضر راهی جز این نداریم که تکلیف هزاران افعال خود را که سرنوشت اکنون و آینده ما را رقم می زنند با استفاده از افکار و ایده ها و علوم و فلسفه های تمدن جدید و تجربه های بشری معاصر که پیشرفته و کارآمد اند مشخص کنیم و برای معین کردن تکلیف آن افعال هر گونه مراجعه به کتاب و سنت بی ثمر و عقیم و عملی لغو است ( چون کتاب و سنت هیچ سخنی درباره آن ها ندارد ) این مدعا که مقتضای علم و حکمت و قدرت خداوند این است که برای همه افعال بندگان در همه عصرها و همه زمان ها ( الی یوم القیامه ) احکام جعل فرماید و او چنین کرده و آنها را باید از طریق کتاب و سنت جستجو کرد و روش آن جستجو هم استفاده از علم اصول و اجتهاد فقهی است کاملاً بی اعتبار و سراسر غیرقابل قبول به نظر نمی رسد ؟ ! وقتی چون روز روشن تجربه می کنیم که در جامعه کنونی خودمان برای تعیین تکلیف سرنوشت ساز ترین افعال و تصمیم گیری ها هیچ حکمی نمی توان از کتاب و سنت به دست آورد . چگونه می توانیم خود را به نادانی بزنیم و باز هم از اعتبار آن تئوری کلامی – فلسفی سخن بگوییم ؟ ! . . .

ممکن است بگویند آن هزاران افعال ، همه جزء مباحات است و به این سبب است که در کتاب و سنت حکمی برای آن ها بیان نشده است . بطلان این سخن از سخن اول نیز روشن تر است . یک انسان خداباور چگونه می تواند مدعی شود که علم و حکمت و قدرت خداوند اقتضاء نموده تا برای افعال مربوط به طهارت و نجاست و اجاره و مزارعه و یا مساقات و احکام خوردنی ها و آشامیدنی ها و مانند این ها حکم تعیین شود و ابلاغ گردد تا مصلحتی از بندگان خدا فوت نشود ، اما همان علم و حکمت و قدرت ، بندگان خدا را در موارد هزاران افعال سرنوشت ساز دیگر که برشمردم به حال خود رها کرده و برای آن ها حکمی بیان ننموده تا بندگان هر طور خواستند عمل کنند و عواقب فوت مصلحت و ارتکاب مفسده نیز بر عهده خود آنها باشد ! )) . . .

(( پس از رخ دادن این ابطال شدن که آن را توصیف کردم ، ما مسلمانان در عصر حاضر باید پرونده علم اصول و اجتهاد فقهی را که گونه ای هرمنوتیک حفظ هویت جمعی امت بود و دوران آن سپری شده ببندیم و کتاب و سنت را با رویکرد هرمنوتیک فلسفی به معنای اعم که یک رویکرد عقلانی است تفسیر کنیم . این اصل و اساس آن روش است که صاحب این قلم از بیست سال پیش آن را توصیه می کند و بر آن اصرار می ورزد ( این مقاله پیشتر به تاریخ 20 بهمن 1394 در همین وبسایت منتشر شده بود و اینک باز نشر می گردد ) .

نقد اول : نقد مقاله چرا دوران علم و اصول و اجتهاد فقهی سپری شده است ؟

1) – اسلام شناسی واقعی با تحقیق و تفقه علمی-کاربردی در قرآن بدست می آید و با معرفت شناسی و معروف شناسی : شناخت اصل مقدس امر به معروف و نهی از منکر ، خصوصاً با کشف راهکارهای قرآنی- عملی- کاربردی آن . و نه با حدیث شناسی ، روایات شناسی و حتا سنت شناسی و تفکیک هزار ساله روایت معتبر از روایت غیرمعتبر . دلیل بارز آن نیز این است که مسلمانان بعد از 1400 سال هنوز به اسلام واقعی دست نیافته اند . امام خمینی ( ره ) در سخنانش در ابتدای انقلاب اسلامی فرمود که ما با اسلام واقعی فاصله زیادی داریم ( به این مضمون ) . این امر نشان دهنده آن است که حوزه های علمیه از ابتدا راه اشتباه پیموده اند . در حالی که اسلام واقعی در دسترس مردم بوده و با دعوت از همه مردم به تحقیق و تفقه علمی-کاربردی به دست می آمده است .

2) - پیامبر گرامی اسلام ( ص ) هیچ عملی را بدون هدایت الاهی انجام نمی داد . پیامبر در صدر اسلام گروه های ده نفره دانایی و معرفت ( عرافه ها ) از عموم مردم تشکیل داد که تاریخ گواه آن می باشد . تشکیل این گروه ها بر اساس قانون اساسی « امر به معروف و نهی از منکر » بوده که قرآن حکیم ( در سوره آل عمران / آیه 104 ) از عموم مردم دعوت نموده است « امت های دعوت کننده به خیر » تشکیل دهند . این گروه ها مسئول بودند با تفکر ، تدبر ، تعقل ، تذکر ، خرد جمعی و بر اساس تحقیق و تفقه علمی-کاربردی به ارائه پیشنهاد در مورد مسائل و مشکلات امت اسلامی بپردازند . تاریخ گواهی می دهد که این گروه ها از زمان تشکیل توسط پیامبر رحمت و حکمت ( ص ) تا دوران یزید و ابن زیاد در کوفه وجود داشته اند . بعد از آن به دلیل تغییر شیوه مدیریت سردمداران عرب و اعمال شیوه مدیریت شرک آمیز فردی ، من سالاری و استبدادی به تدریج از بین رفته اند .

3) - برخی از برادران اهل سنت تشکیل این گروه های دانایی و معرفت را به عمر نسبت داده اند . در حالی که این امر اساس مدیریت الاهی در قرآن کریم بوده و دیگر ادیان الاهی نیز در ابتدا به این روش عمل نموده اند ولی پیروان ادیان بعد از پیامبران شان به تدریج منحرف شده و این شیوه عالی معروف شناسی و معرفت پروری همگانی را رها ساخته و شیوه مدیریت شرک آلود فردی ، من سالاری ، استبدادی را به جای آن پذیرفته اند .

4) - بشر در قرن بیستم میلادی با تحقیق و تفقه جامع و گسترده ای که توسط ده ها دانشمند علوم مدیریت در زمینه انواع سبک ها و شیوه های مدیریت به عمل آورد ، علم و دانشش به آن حد ارتقاء یافت که برای موفقیت و پیروزی در شرکت های تولیدی ، شیوه های نوین و پیشرفته مدیریتی را به کار گیرد . این شیوه های مدیریتی مبتنی بر مشارکت کارگران و کارمندان و سپس مشارکت و پیشنهاددهی مشتریان می باشد . در دهه 60 میلادی اولین گروه کیفیت و بهره وری در ژاپن شکل گرفت و این تکامل فکری موجب شد ژاپن به کشور شماره یک اقتصادی با رشد عالی و خلاقیت و نوآوری بی نظیر تبدیل گردد که تا کنون نیز این رشد و پیشرفت تداوم داشته است .

5) – اما بشر هنوز علم و دانشش به آن حد ارتقاء نیافته است که برای موفقیت و پیروزی بشریت و جلوگیری از جنگ و کشت و کشتار مردم جهان توسط سرمایه دارهای طماع و حریص ، شیوه های نوین و پیشرفته مدیریتی را در سازمان ملل متحد و مدیریت تمام کشورها به اجرا درآورد .

6) – قرآن کریم از « حکمت » سخن گفته است که علما و فقیهان باید آن را در 1400 سال گذشته کشف کرده و به اجرا در می آوردند . در اسلام واقعی چیزی به نام حکمت فقیهان نداریم بلکه فقط یک حکمت داریم که قرآن علیم روش دستیابی و تحقق آن را بیان داشته است . روش تحقق آن پیشنهاددهی گروهی توسط عموم مردم است . برخی از فلاسفه نیز فلسفه را حکمت دانسته اند در حالی که حکمت کلمه ای است قرآنی ، که به شیوه مدیریت الاهی گفته می شود . این شیوه مدیریت در بردارنده تمام قوانین اساسی و احکام قرآن کریم است که منسجم ترین و محکم ترین ساختار مدیریت مردم سالار را پدید می آورد . این شیوه مدیریت مبتنی بر « ولایت » ، دوست داشتن ، دوست داشتن مردم نسبت به یکدیگر ، دوست داشتن مردم نسبت به امام ، دوست داشتن امام نسبت به مردم و برتر از همه ، دوست داشتن خداوند یگانه نسبت به مردم و بشریت می باشد .

ویژگی خاص این شیوه مدیریت آن است که تنها یک نفر به خلافت و امامت نمی رسد بلکه همه مردم به خلافت و امامت همگانی می رسند .

دکتر مجتهد شبستری فرموده است : (( در ایران معاصر که زیر سایه حکمت فقیهان اداره می شود ، تکلیف هزاران افعال عباد ( افعال بندگان خدا ) در سیاست و حکومت ، اقتصاد و قضاوت و قانونگزاری و تصمیم گیری های کلان که سرنوشت سازی آن ها در سعادت دنیوی و اخروی میلیون ها بندگان خدا به مراتب قوی تر از افعال مورد بحث در کتاب های فقه و توضیح المسائل ها است با استفاده از علوم و فرآورده های تمدن جدید غربی و تجربه های بشری شرقیان یا غربیان معین و مشخص می شود و نه با استنباط از کتاب و سنت )) .

دلیل این انحراف کاملاً روشن است . باید فقیهان با مشارکت عموم مردم به تحقیق و تفقه علمی-کاربردی در قرآن حکیم می پرداختند و در مرحله اول راهکارهای اجرا و تحقق قسط ( برابری و برادری ) را که زیربنای « حکمت » و « ولایت » می باشد ، کشف کرده و به اجرا در می آوردند که متاسفانه نه علمای شیعه و نه علمای اهل سنت چنین نکرده اند . و این بزرگ ترین ضعف ایشان است .

7) – وجود مجمع تشخیص مصلحت نظام خود دلیل بر عدم کفایت فقه سنتی است و باید عده ای مصلحت های عقلانی را بر احکام سنتی تشخیص داده و به نوعی ارتباط آنها با احادیث و روایات را استخراج کنند . در حالی که قرآن حکیم تشکیل گروه های دانایی و معرفت از مردم ( امت های دعوت کننده به خیر ، گروه ها تحقیق و تفقه علمی-کاربردی ) را برتر از مجمع تشخیص مصلحت نظام دانسته و اندازه گیری ، محاسبه و « قدرشناسی » را وسیله تشخیص پیشنهادهای مفید گروهی قلمداد کرده است .

مجمع تشخیص مصلحت نظام اسمش رویش است . در حالی که قرآن کریم مصلحت مردم و بشریت را بالاتر از مصلحت نظام می داند ، این مجمع ، مصلحت نظام موجود را برتر می شمارد . اسلام واقعی حفظ نظام را به حفظ مردم و اقامه قسط در جامعه و در بین مردم مرتبط می داند . مراعات مصلحت های عقلانی بر التزام به فتواها و احکام شرعی و در صورت لزوم ترجیح دادن به آنها و نوشتن و تصویب چندین برنامه توسعه و برنامه چشم انداز بیست ساله ، بر اساس نظام اقتصادی سرمایه داری که ضد قسط و مساوات و اخوت می باشد ، و مانند این ها و تصویب هزاران قانون ، با استفاده از علوم جدید و تجربه های بشری در غرب در مجلس شورا و تاسیس صدها نهاد حقوقی و اقتصادی و سیاسی با استفاده از تجربه های سایر کشور ها مد نظر نظام می باشد .

قرآن علیم برای جلوگیری از هزاران افعال حکومتگران که قطعاً مصالح و مفاسد دارند و هزاران افعال افراد ملت که درمقام عمل به قوانین مرتکب اشتباه می شوند و قطعاً مصالح و مفاسد دارند ، یک راهکار اساسی پیشنهاد نموده است که آن تشکیل گروه های دانایی و معرفت از مردم (( امت های دعوت کننده به خیر ، گروه ها تحقیق و تفقه علمی-کاربردی )) می باشد .

این گروه ها وظیفه دارند در مورد هر مشکلی بر اساس آیه شریفه « نفصل الآیات لقوم یتفکرون » به تجزیه و تحلیل علمی-کاربردی موضوع پرداخته و با محاسبه و قدرشناسی ( اندازه گیری ، میزان شناسی ) راه حل برتر تکلیف های مهم و سرنوشت ساز را کشف نموده و به جامعه ارائه دهند .

در واقع کتاب و سنت در اصل در 1400 سال پیش این راهکار را ارائه داده اند و مسلمانان بعد از پیامبر گرامی اسلام ( ص ) با برتری دادن به مدیریت فردمحور به جای مدیریت عقل محور و مردم محور ( خرد جمعی و شورا ) راه را گم کرده و راه خطا در پیش گرفته اند . اگر غربیان یا شرغیان با استفاده از علوم و ایده های نوین مدیریت ( علمی- کاربردی ) به پیشرفت های خوب دست یافته اند در واقع آنها راهی به غیر از راهکار قرآنی- علمی-کاربردی ( شناخت – ایمان قلبی – عمل صالح ) نرفته اند .

8) - در عصر حاضرنیز همان گونه که دکتر مجتهد شبستری فرموده است ما مسلمانان برای ادامه حیات در جهان حاضر راهی جز این نداریم که تکلیف هزاران افعال خود را که سرنوشت اکنون و آینده ما را رقم می زنند با استفاده از افکار و ایده ها و علوم و فلسفه های تمدن جدید و تجربه های بشری معاصر که پیشرفته و کارآمد اند مشخص کنیم .

اما با قسمت بعدی سخن وی مخالفم زیرا او قانون اساسی ( شناخت – ایمان قلبی – عمل صالح ) در قرآن علیم را مورد تحقیق و تفقه قرار نداده است . پیشنهاد این نگارنده و محقق فقیر الی الله این است که وی هشت قانون اساسی قرآنی هدایت و موفقیت و نجات کشور و مسلمانان جهان و بشریت را مورد مطالعه و نقد قرار دهند . علم اصول و اجتهاد فقهی نیز که وی می فرماید امروز به بن بست رسیده ، از ابتدا راه خطا رفته است .

امروز باید به این قوانین اساسی قرآن حکیم و مدیریت پیشرفته الاهی روی آورد و بدین وسیله به پاکسازی دین از همه خرافات و اهوا و احکام غیرقرآنی پرداخت . امروز حوزویان باید تئوری کلامی– فلسفی گذشته را که التقاطی از برداشت از فلسفه یونان باستان ، برخی احکام دین یهود ، دین زرتشت ، کلام اهل سنت و عرفان فلوتین و افکار عرفای ناآشنا به مدیریت الاهی را به کناری نهاده و مدیریت جامعه اسلامی و امت بزرگ اسلام را مبتنی بر « حکمت » و « ولایت » در قرآن مجید اصلاح نمایند .

تحقیق و تفقه در قرآن کریم :

کشف بینهایت بزرگ :

اسلام واقعی ، یعنی تحقیق و تفقه همگانی و تشکیل مردم سالاری دینی و الاهی

راهکار صحیح اجرای امر به معروف و نهی از منکر :

تشکیل امت ها یا گروه های دعوت کننده به خیر از همه مردم در همه نهادها و سازمانهاو ارکان جامعه

شناخت اصل مقدس امر به معروف و نهی از منکر یک کشف بی نهایت بزرگ است زیرا این کشف راهگشای شناخت اسلام واقعی و دستیابی به همه نعماتی است که مسلمانان باید در 1400 سال گذشته به آنها دست می یافتند ، ولی تا کنون به آن نعمات عالی دست نیافته اند . اسلام شناسی از معرفت شروع می شود و شناخت معروف ها ، و از امر به معروف . و همچنین شناخت منکرها ، نهی از منکر .

اگر مسلمانان در 1400 سال گذشته فقط همین یک اصل قرآنی را بخوبی شناخته و عمل کرده بودند ، امروز به همه اصول اسلام واقعی دست یافته و به خوشبختی ، سعادت ، فلاح و رستگاری رسیده بودند . و علاوه بر آن همه مردم جهان به اسلام گرویده بودند .

امر به معروف و نهی از منکر ارائه دهنده چهره واقعی دینی است که عالی ترین شکل دموکراسی ( مردم سالاری الاهی ) را بر اساس آزاداندیشی و خیراندیشی و ارائه پیشنهادهای مفید و خیر از جانب مردم ، ارائه می دهد . این کشف بی نهایت بزرگ زیربنای اسلام است .

واژه نامه : فرهنگ معانی فقه ، تفقه ، فقیه ، فقها

فقه ( فَقِهَ –ُ فِقهاً و فَقُهَ فَقاهَه تً ) دانا شد ، آگاه شد .

( فَقِهَ فِقهاً و تَفَقَّهَ ) الشی او الکلامَ ، چیزی را دانست ، سخنی را درک کرد و فهمید( تَفَقَّهَ الرجلُ ) دانشمند شد ، دانشمند علوم دینی شد ، فقیه شد .

( فَقَه –ُ فَقهاً ) الرجلَ ، دانشمندتر از او شد .

( فَقَّهَ و اَفقَهَ ) فلاناً ، فلانی را درس داد ، او را فهماند ، او را آگاه کرد .

( فاقَهَ ) فلاناً ، در مسائل فقهی با فلانی گفتگو و بحث کرد یا در مسائل بر او پیروز شد .

( الفِقه ) بینش ، دانش ، ادراک ، علم احکام شرعی ، حذاقت و هوشیاری ، فقه .

( الفَقِه و الفَقُه و الفَقِیه ) دانشمند ، آگاه ، هوشیار ، فقیه ، دانشمند دینی ، جفُقَهاء .

( فَقِهَه ت و فَقِیهَه ت ) زن یا دختر دانشمند و آگاه ، زن یا دختر فقیه ، جفُقَهاء و فَقائِه .

تقلید یا تحقیق و تفقه ؟

تقلید یعنی قلاده به گردن انداختن

کلمه تقلید ضد تحقیق و تفقه ( همگانی ) و ضد قرآن کریم است . ضد مدیریت الاهی است . ضد قانون اساسی و اصل مقدس « معروف شناسی » : « امر به معروف و نهی از منکر » به معنای قرآنی است . قرآن حکیم همه مردم را دعوت به تفکر ، تدبر ، تعقل ، تذکر ، تحقیق و تفقه می نماید . قرآن حکیم همه مردم را دعوت به معروف شناسی ، معرفت شناسی ، شناخت علمی- کاربردی می نماید .

مدیر مومنان امام علی ( ع ) من و شما را به عنوان گنج های عقلانیت و خردورزی ( دفائن العقول : نهج البلاغه - خطبه یک ) معرفی می نماید . فقط باید راهکار بهره برداری از این گنج های عالی و بینهایت ارزشمند را فرابگیریم . به همین دلیل تمام پیامبران برانگیخته شده اند تا به ما بیاموزند چگونه از این گنج های گرانبها بهره برداری نماییم ( و یثیروا لهم دفائن العقول ) . ثوره در کلام عرب به معنای انقلاب است . آن چیزی که انقلاب بپا می کند مغزهای خردمند و حق طلب و معروف شناس است . تقلید کردن ما را از تفکر ، تعقل ، خلاقیت و نوآوری باز می دارد . پیروی کردن غیر از تقلید کردن است . اطاعت کردن غیر از تقلید کردن است . اطاعت و پیروی زمانی جایز است که همراه با تفکر ، تدبر ، تعقل باشد و افسار خود را کورکورانه به دست دیگری سپردن ضد قرآن است .

معروف شناسی مقدم است بر تمام اصول و فروع دین ، « معروف شناسی » مقدم است بر نماز ، مقدم است بر قرآن ، مقدم است بر توحید ! ! اگر شما معرفت و شناخت نداشته باشید هزار و چهارصد سال نماز می خوانید ولی همچنان درجا می زنید و نماز شما نه فحشا را از بین می برد و نه منکرها را در جامعه نابود می سازد !

اگر شما معرفت نداشته باشید هزار و چهارصد سال قرآن می خوانید ولی همچنان درجا می زنید و به پیروی از این مفتی خشک مغز و یا آن رهبر داعش گونه و خلیفه خودخوانده ( ابوبکر بغدادی ) اقدام به کشت و کشتار برادران مسلمان و مردم بی گناه جهان می کنید !

اگر شما معرفت نداشته باشید هزار و چهارصد سال « الله اکبر » می گویید ولی همچنان درجا می زنید و سلطان را که عین طاغوت و شرک است خلیفه ، رهبر ، امام و یا زمامدار کشور خود قرار می دهید ! ! ! و شاه را سایه خدا می دانید و دستش را می بوسید ! ! در حالی که قرآن علیم می فرماید تنها سلطان جهان خداوند است و ملائکه ( قوانین ) او که بر همه چیز سلطه دارند اما پیامبر خدا هیچ سلطه ای برمردم ندارد . خلیفه و جانشین خداوند بر روی زمین فقط و فقط اجازه دارد قوانین اسلام رحمانی : قسط شناسی ، حمد شناسی ، معروف شناسی و . . . را به مردم بیاموزد و این مردم اند که آنها را باید به اجرا درآورند .

اگر شما معرفت نداشته باشید هزار و چهارصد سال « حج » را برگزار می کنید و به دور سنگ های بی روح طواف می کنید ولی از روح الاهی و تنزل ملائکه در خانه خدا بی خبرید ، ولی از فلسفه حج بی خبرید ، ولی از اسلام واقعی یعنی اسلام رحمانی بی خبرید ، ولی از معروف شناسی و معرفت حج بی خبرید ! ! 1400 سال همچنان درجا می زنید و یک میلیارد مسلمان در پراکندگی ، عقب افتادگی ، فقر ، بدبختی ، اختلاف طبقاتی ، تبعیض ، جهل و نادانی ، خشم و غضب گرفتار می باشند ! ! ! در حالی که اگر به پیروی از قرآن حکیم و سنت پیامبر حکمت و رحمت ( ص ) قانون اساسی « شورا و پیشنهاددهی فراگیر » را در خانه خدا اجرا کرده بودید امروز 1400 سال بود که با جمع آوری میلیون ها و حتا میلیاردها پیشنهاد خیر و مفید از جانب حجاج عاشق و دلباخته همه اقوام و ملل اسلامی ، بهشت برین را هم در مکه و هم در کل سرزمین های امت بزرگ اسلام ساخته و تحقق بخشیده بودید و هم جامعه جهانی را به سوی شناخت اسلام واقعی هدایت نموده بودید .

معروف شناسی واقعی :

تمام رشد و پیشرفت مسلمانان در گرو شناخت معروف شناسی واقعی می باشد

1) – شناخت علمی آیات قرآن حکیم : مسلمانان در 1400 سال گذشته باید تمام آیات ، تمام کلمات و حتا تمام حروف ربط قرآن را مورد بررسی و تحقیق و تفقه جامع علمی قرار می دادند تا شناختی واقعی از قرآن به دست آورند . قرآن علیم یک کتاب علمی است . آیات قرآن عین علم است . خداوند علم است ، علیم است ، تعلیم گر و معلم است . همه محققان و دانشمندان که تحقیق و تفقه علمی می کنند ، در واقع به دنبال خدا می گردند ، اگر چه خود به این امر واقف نباشند .

2) – شناخت علمی آیات طبیعت : بشر از زمانی شروع به رشد و پیشرفت کرد که خود را از بافته های ذهنی خود رها ساخت و به شناخت علمی پدیده های جهان پرداخت .

3) شناخت علمی آیات درونی انسان : هر کس خودش را بشناسد خدا را شناخته است . شناخت علمی پدیده ای به نام انسان و تمام نیروهای مثبت و منفی موجود در درون وی سرآغاز ایجاد تحول بزرگ در حیات بشر است . شیطان از زمانی شیطان شد که انسان خلق گردید . شیطان پیش از آن جزء ملائک ( قوانین ) موجود در جهان آفرینش و از جمله قوانین موجود در وجود انسان بود . اما از زمانی که انسان اختیار انجام کار نیک یا کار بد را به دست آورد ، شیاطین ، شرها ، بیماری ها آفریده شدند و بشر تا کنون نیز نتوانسته است خود را از شر شیاطین درون خود و دیگران رهایی بخشد . رهایی از شر شیطان در جهان فقط و فقط یک راه دارد و آن پناه بردن به خداوند ( عقل مطلق ، عشق مطلق ، خیر مطلق ، قدرت مطلق ) از طریق تحقیق و تفقه علمی و معروف شناسی است .

4) شناخت علمی ملائکه ( قوانین جهان ) به عنوان آیات خداوند : قرآن حکیم یک کتاب علمی است و می فرماید خداوند تمام جهان آفرینش را با علم آفریده است از این رو آن را « عالم » نامگذاری فرموده است . بشر در طول تاریخ حیات خود دوران های متعددی را پشت سر گذاشته است .

در دوره اول بشر به تخیلات واهی و تراشیدن دلایل ذهنی برای پدیده های جهان و خدایان بسیار پرداخت . چندین هزار سال بدین گونه گذشت . در دوره دوم بشر به فلسفه روی آورد و سعی نمود برای پدیده های جهان دلایل منطقی ( علت و معلولی ) ذهنی مطرح نماید . حداقل دو هزار و پانصد سال بشر به فلسفه روی آورده و علت پدیده های جهان و اثبات وجود خداوند را در فلسفه می جست . در دوره سوم بشر از فکر کردن فلسفی به اندیشیدن علمی - کاربردی روی آورد و فلسفیدن خود را مبتنی بر علم و دانش استوار ساخت . بدین ترتیب در سیصد سال گذشته بشر راه رشد و پیشرفت واقعی را کشف کرد و از آن زمان راه تکامل واقعی را در پیش گرفت .

اما در تمام این دوران ها پیامبران ، که هیچ فرقی بین ایشان نیست ، مردم را دعوت به شناخت علمی- کاربردی جهان نموده اند . بشر همیشه از پیامبران معجزه ( آیات و نشانه ها و پدیده های غیرمعمول ) می خواستند تا به ایشان ایمان بیاورند . پیامبران هم به دلیل اصرار مردم از قوانین و نیروهای آفرینش مدد جسته و برای مردم معجزات ارائه می دادند . در واقع آن معجزات پیامبران ، یعنی پدیده های غیرمعمول در نظر مردم ( و نه سحر ساحران ! ) نیز ملائک ( قوانین ) آفرینش اند که باید علم و دانش و توانایی های درونی و بیرونی بشر به آن حد لازم رشد کند تا شناخت و انجام آن معجزات ( پدیده های غیرمعمول ) برای وی میسر گردد . امروز بسیاری از آن پدیده های غیرمعمول در دنیای قدیم واقعیت یافته و به پدیده های معمول زندگی بشر تبدیل شده اند که مثال های بسیاری را می توان برشمرد .

در اینجا لازم به ذکر است که تعداد ملائک ( قوانین جهان آفرینش ) میلیاردها میلیارد می باشد و هیچ دانشمندی نمی تواند تعداد آنها را محاسبه نموده یا حتا تخمین بزند .

پس راه شناخت اسلام واقعی « اسلام شناسی قرآنی – علمی – کاربردی » می باشد . و راهکار آن معرفت شناسی و معروف شناسی و تشکیل گروه های دانایی و معرفت از مردم است . بر این اساس در اینجا پی می بریم که علما و فقهای مسلمان ( چه شیعه و چه سنی ) از ابتدا در مسیر غلط گام برداشته اند .

البته کشف حدیث درست از روایات نادرست کاری بود که باید انجام می شد تا مسلمانان احکام یعنی حکم های واقعی را کشف کنند ، اما نه به قیمتی که اصل قرآن ، آیات کلیدی و قوانین اساسی آن را رها سازند و 1400 سال به گمراهی کشیده شوند . شیاطینی که این انحراف بزرگ را در پیش پای مسلمانان نهادند بسیار مزورانه این کار را کردند و بسیار هم موفق شدند زیرا 1400 سال مسلمانان را از اسلام واقعی و رحمت بی کران الاهی و نعمات و برکات بیشمار آن محروم ساختند . اکنون برای جبران این انحراف بزرگ فقط یک راه وجود دارد که آن تشکیل گروه های دانایی و معرفت از مردم و گسترش تحقیق و تفقه علمی- کاربردی در همه زمینه ها ست . مسلمانان باید در زمینه تحقیق و تفقه همگانی بسیج شوند و دستاوردهای خود را در اختیار یکدیگر بگذارند تا سریعاً به رشد و پیشرفت عالی دست یابند که این امر در حج امکان پذیر است .

نقد دوم : تجربه هرمونیک ( فهمی ـ تفسیری ) پیامبر از جهان؟ ! ؟ !

در این قسمت به نقد مقاله « تجربه هرمونوتیک ( فهمی- تفسیری ) پیامبر از جهان » پرداخته می شود . موارد نقض کننده این نظریه دکتر شبستری در قرآن حکیم بسیار زیاد است که در اینجا به اندکی از آنها اشاره می گردد :

1) - پیشنهاد می گردد تمام فلاسفه تاریخ جمع شوند و یک قانون اساسی ، فطری و فراگیر همانند « حمد » مطرح نمایند که دربرگیرنده تمام انسان های روی زمین باشد . قانونی که با روح و روان و سرشت همه انسان های جهان سر و کار داشته و هیچ انسانی مستثنا از آن نمی باشد . چنین چیزی قطعاً امکان پذیر نمی باشد و هیچ فیلسوفی قدرت ارائه قانونی همانند آن را ندارد ! ! پس بازگردیم و با حمد شناسی اسلام واقعی را کشف کنیم . اگر بشر فلسفه حمد و تاثیرات و کاربردهای آن را بشناسد مسلماً به عظمت این قانون الاهی پی خواهد برد و اذعان خواهد نمود که این کلام بشر نبوده و نمی تواند ناشی از بینش فهمی– تفسیری نبی اسلام باشد .

2) - قرآن علیم می فرماید هر موجود زنده ای از آب آفریده شده است . آیا این جمله قرائت تفسیری از جهان آفرینش است ؟ ! ؟ امروز تمام دانشمندان عالم در همه کرات به دنبال آب می گردند . چرا ؟ زیرا با وجود آب است که حیات می تواند شکل بگیرد . آیا این خبر از واقعیت است یا بینش فهمی– تفسیری نبی اسلام از جهان ؟ ! ؟

3) – قرآن حکیم می فرماید : « و سخّر لکم ما فی السّماوات و ما فی الارض جمیعا منه انّ فی ذلک لآیات لقوم یتفکرون » : « او هر آنچه در آسمان ها و هر آنچه در زمین است همه را از سوی خودش مسخر شما ساخته ، در این ها نشانه های مهمی است برای کسانی که اهل تفکر اند » . متاسفانه مسلمانان قدرت درک این موضوع را نداشته اند و فقها ، فلاسفه و عرفای یهودی ، مسیحی و مسلمان به جای آن که به تحقیق و تفقه علمی بپردازند ، به دنبال ذهنیات خود رفته اند . پس علت عقب افتادن مسلمانان و پیروان سایر ادیان الاهی خودشان می باشند .

امروز غربیانی که فلسفه بافی ها و ذهنیت پروری های مسیحیت را رها ساخته و به دنبال علم و دانش ، یعنی کشف واقعیات رفتند ، به دنبال تسخیر کرات می باشند . بشر بالاخره خود را از ذهنیات رهایی بخشید و به دنبال واقعیات رفت و فرمول قرآنی : « شناخت علمی- ایمان ( قلبی ) عمل صالح ( واقعی ) » را به اجرا درآورد لذا توانست درکره ماه پیاده شود و سفینه به کرات مختلف منظومه شمسی و حتا خارج از آن بفرستد ! آیا این آیات تجربه هرمونیک ( فهمی ـ تفسیری ) پیامبر از جهان است ؟ ! ؟ ! پیشرفت های حاصله فوق چطور ؟

4) - قرآن حکیم می فرماید : « الله الذی رفع السماوات بغیرعمد ترونها ثم استوی علی العرش و سخر الشمس و القمر کل بجری لاجل مسمی یدبر الامر یفصل الآیات لعلکم بلقاء ربکم توقنون » : « خدا همان کسی است که آسمان را ، بدون ستونی که قابل رؤیت باشد ، آفرید سپس بر عرش استیلا یافت ( و زمام تدبیر جهان را به دست گرفت ) و خورشید و ماه را مسخر ساخت که هر کدام تا زمان معینی حرکت دارند . کارها را تدبیر می کند آیات را ( برای شما ) تشریح می نماید تا به لقای رب تان ( پرورش دهنده تان ، پروردگارتان ) یقین پیدا کنید » .

آیا امروز که دانشمندان بر پدیده « مهبانگ » ( بیگ بنگ ، نقطه شروع آفرینش فعلی ! ) اتفاق نظر پیدا کرده و زمان آن را نیز حدود 14 میلیارد سال نوری تعیین نموده اند ، باز هم می توان قرآن کریم را تجربه هرمونیک ( فهمی ـ تفسیری ) پیامبر از جهان دانست ؟ ! ؟

5) – آخر کدام کتاب آسمانی ( الاهی ) است که بیش از دویست بار مردم را دعوت به تفکر ، تدبر ، تعقل ، تذکر ، تحقیق و تفقه علمی نموده باشد ؟ مردم را دعوت به شناخت علمی ، ایمان قلبی ( و نه ایمان لسانی ! ! ! ) و عمل صالح ( واقعی ) کرده باشد ؟

6) - آخر کدام کتاب جهان است که بیش از سیصد بار به مردم یادآوری کند که جهان آفرینش از علم ساخته شده ، و آفریننده آن علم است ، علیم است و مردم را به فراگیری علم و دانش دعوت نموده و راهکار آن را نیز تفکر ، تدبر ، تعقل ، تذکر ، تحقیق و تفقه علمی معرفی کرده باشد ؟

7) – آیا در آن هنگام که پیامبر حکمت و رحمت ( ص ) به پیروی از قرآن علیم عرب تازه مسلمان شده و تازه رها شده از جاهلیت عرب را دعوت به تفکر علمی و شناخت واقعی جهان آفرینش نمود هیچ رهبر و یا زمامداری چنین می کرد ؟ ! ؟ قرآن علیم اول از خلقت شترش شروع می کند ، و سپس نظر او را ارتقاء بخشیده و به شناخت واقعی آسمان ها و چگونگی آفریده شدن و رفیع گشتن آنها دعوت می کند ، پس از آن نظر او را به اطرافش متوجه نموده و استوار گشتن و نصب کوه ها را پیش می کشد ، و در نهایت معطوف به زمین شناسی و چگونگی سطح آن می کند و می فرماید : « افلا ینظرون الی الابل کیف خلقت و الی السماء کیف رفعت و الی الجبال کیف نصبت و الی الارض کیف سطحت ، فذکّر انّما انت مذکّر ، لست علیهم به مصیطر » ( غاشیه / 17 – 22 ) : « آیا آنها به شتر نمی نگرند چگونه آفریده شده ؟ و به آسمان نگاه نمی کنند که چگونه برپا شده ؟ و به کوه ها که چگونه در جای خود نصب گردیده ؟ و به زمین که چگونه مسطح گشته ؟ پس یادآوری کن ، تو فقط یادآوری کننده ای ( بیان کننده ای ) ، تو هیچ سلطه ای بر آنها نداری که ( به شناخت و ایمان ) مجبورشان کنی » . آیا با این آیات صریح و روشن که همه مردم را دعوت به تحقیق و تفقه و شناخت علمی و واقعی جهان آفرینش نموده و به پیامبر می فرماید در شناخت جهان هیچ جای سلطه و اعمال نظری نمی باشد و تو فقط باید یادآوری کنی ، باز هم می توان قرآن کریم را تجربه هرمونیک ( فهمی ـ تفسیری ) پیامبر از جهان دانست ؟ ! ؟

8) – خداوند می فرماید : « و ما خلقنا السماء و الارض و ما بینهما لاعبین » ( انبیاء / 16 ) : « ما آسمان ها و زمین و آنچه را در میان آنهاست برای بازی نیافریدیم » . و همچنین می فرماید : « خلق السماوات و الارض بالحق ان فی ذلک لآیه للمومنین » ( عنکبوت / 44 ) : « خداوند آسمان ها و زمین را به حق آفرید ، در این ( امر ) نشانه و آیتی برای مومنان است » . هنگامی که قرآن کریم می فرماید خداوند جهان آفرینش را به بازی نیافریده بلکه به حق خلق نموده است ، یک دانشمند فرهیخته و اندیشمند دانا می فهمد که تمام اجزاء این جهان ، از ملکول ها ، اتم ها و ذرات بنیادی گرفته تا میلیاردها کهکشان بزرگ در دوردست ها ، همه از یک قانون اساسی پیروی می کنند و آن حق بودن است و محقق می تواند با تحقیق و تفقه قوانین آن ها را کشف نماید . بر این اساس ده ها دلیل قرآنی می توان ارائه داد که قرآن مجید از قانون علت و معلول پیروی نموده و آن را حق می داند و تصورات باطل ساحران و شعبده بازان را که مردم را گمراه می نمودند ، باطل می داند .

9) - در حالی که جامعه عرب جاهلی اسیر اوهام خدایان سنگی و بت های بسیار بود و تمام مردم کشورها در پنج قاره جهان اسیر تفکرات پوچ و بیهوده و جنگ و ستیزهای قدرت طلبان ( کوچک و بزرگ ) بسر می بردند و نظام مدیریت استبدادی و یا شبهه استبدادی بر همه کشورها حاکم بود ، قرآن حکیم عالی ترین شکل مدیریت مردم سالار ، یعنی « حکمت » ، دموکراسی واقعی ( و نه دموکراسی مردم فریب ! ! ) را به بشر معرفی نموده است . « حکمت » شیوه مدیریت الاهی است که مستضعفان را به امامت رسانیده و خلیفه زمین می گرداند .

در اینجا لازم به ذکر است که موضوع خلیفه شدن همگانی مردم موضوعی است که نه فقها و علمای شیعه و نه مفتیان سنی بدان نپرداخته اند لذا غفلتی بزرگ رخ داده است . اما قرآن علیم در 1400 سال پیش به این موضوع بینهایت مهم پرداخته و پیامبر رحمت و حکمت ( ص ) و مدیر مؤمنان علی ( ع ) آن را به اجرا درآورده اند .

غربی ها در قرن بیستم میلادی با تحقیق و تفقه علمی توسط ده ها دانشمند علوم مدیریت توانستند مدیریت پیشرفته ، مشابه حکمت را کشف کرده و با اجرای آن به رشد و توسعه عالی در صنایع دست یابند . اما سرمایه داران طماع و حیله گر غربی حاضر نیستند همین شیوه های مدیریتی عالی را در عرصه سیاسی و بین المللی و مدیریت کشورها به اجرا درآورند . زیرا منافع نامشروع شان در چپاول اموال مسلمانان و مردم جهان اجازه نمی دهد که از کشت و کشتار بشریت دست بردارند . اگر چنین کنند زرادخانه های آنها تعطیل می شود و منافع غربی ها که مبنای آن جنگ و خونریزی و کشت و کشتار مردم جهان می باشد ، تامین نمی شود .

امروز مردم جهان شاهدند که آقای ترامپ رئیس جمهور امریکا که ادعای برترین دموکراسی در جهان را دارد ، با ژست های قلدرمآبانه و مردم فریب خود مبنی بر براه اندختن جنگ در خاورمیانه و خاور دور توانسته است در کمتر از یک سال 76 میلیارد دلار اسلحه به عربستان سعودی و دیگر کشورهای عربی ، کره جنوبی ، ژاپن و غیره بفروشد و از این طریق منافع نامشروع برای سرمایه داران حریص امریکا کسب کند .

10) - قرآن علیم در 1400 سال قبل فرموده است خداوند کسی است که رسولش را برای هدایت آفریده است تا راه صحیح زندگی و دین حق را به مردم جهان معرفی نماید و دین حق ( یعنی روش تحقیق و تفقه علمی- کاربردی ) بر همه ادیان دیگر ( که به نوعی شرک آلود می باشند ) پیروز و غالب خواهد شد اگر چه مشرکان جهان از این امر خوششان نمی آید و از آن اکراه دارند : « هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لوکره المشرکون » ( توبه / 33 ) : « او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد تا او را بر همه آئین ها غالب گرداند هر چند مشرکان کراهت داشته باشند » .

شرح این موضوع مهم و کشف بینهایت مهم ، « حکمت » ، این قانون اساسی قرآنی در شاه کلید ششم موفقیت و هدایت و نجات کشور و جهان اسلام و بشریت مطرح و برای ریاست جمهور دولت یازدهم نیز ارسال گردیده ، در وبلاگ نظام مشارکت . بلاگفا . کام ( www.nezamemosharekat.blogfa.com ) موجود می باشد .

همه اندیشمندان و فرزانگان ایمان دارند که هدایت و پیروزی و موفقیت از آن خداوند است . و با ایمان به این امر ، از خداوند دانا و حکیم هر چه خیر و نیکی و پیروزی و موفقیت است برای ملت شریف ایران ، همه اندیشمندان دوراندیش ، علمای اسلام طلب ، روشنفکران خیراندیش و مسلمانان راستین جهان خواستارم .

امیدواریم با اتحاد همه مومنان راستین ، قرن پانزدهم هجری شمسی را با استقرار « اسلام واقعی » در کشور و جهان اسلام آغاز نمائیم . دست خداوند یار و مددکار شما نیکان و قسط گستران است .

با احترام و تشکر - فریور باتمانقلیچ

18 / مهر / 1396 – نوزدهم محرم 1439

صد پیشنهاد قرآنی : در راستای احیای هدف مقدس قیام امام حسین ( ع ) : پیشنهاد اول...

ما را در سایت صد پیشنهاد قرآنی : در راستای احیای هدف مقدس قیام امام حسین ( ع ) : پیشنهاد اول دنبال می‌کنید

برچسب: اشتباهات, نویسنده: بازدید: 97 تاريخ: جمعه 10 آذر 1396 ساعت: 22:46

صفحه بندی